يافته و چون به عالم قالب پيوست ، اگر چه روزكى چند از براى پرورش قالب ، او را در مرتع حيوانى فرو گذاشته ، امّا بدان باز نگذاشته ناگاه به كمند عنايت روى دل او را از كلّ آفرينش بگردانيده و سلسلهء محبّت « يُحِبُّهُمْ » بجنبانيده و به آب رأفت و رحمتْ تخم « وَيُحِبُّونَهُ » را در زمين دل او پرورش داده و نداى لطف حق به سرّ جان او رسيده .
و آن طايفه را كه به كمند جذبات الوهيت روى از مطالب بشريّت و مقاصد نفسانى بگردانند و در سير عبوديّت به عالم ربوبيّت رسانند و قابل فيض بىواسطه گردانند دو صنفاند :
يكى آنهايند كه در عالم ارواح در صفوفِ :
الْأرْواحُ جُنُودٌ مُجَنَّدَةٌ . « 1 »
در صف اول بودهاند ، قابل فيض الوهيّت بىواسطه گشته ، و ايشان انبيايند كه در قبول نور هدايت مستقلّاند .
و صنف دوم ارواح اولياست كه قابل فيض حق به واسطهء تُتُق « 2 » ارواح انبيايند و در دولتِ متابعت ايشان . امّا چون بر طينت روحانيّت ايشان خمير مايهء رشاشِ :
« ثُمَّ رَشَّ عَلَيْهِمْ مِنْ نورِهِ . »
نهاده بودند چون به كمند جذبه روى از مزخرفات دنياوى بگردانيدند ، هم بدان نور از پس چندين هزار تتقِ عزّت ، جمال وحدت مشاهده كردند ، چنان كه اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمود :
ما كُنْتُ أعْبُدُ رَبًّا لَمْ أرَهُ . « 3 »
خدايى را كه [ با چشم دل ] نديدهام نمىپرستم .
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 5 / 261 ، ؛ من لا يحضره الفقيه : 4 / 380 ، حديث 5818 .
( 2 ) - تتق : خيمه ، خرگاه ، چادر بزرگ .
( 3 ) - بحار الأنوار : 4 / 27 ، باب 5 ، حديث 2 ؛ الكافى : 1 / 98 ، حديث 6 .