بدن مؤثّرند در تشكيل اجتماع ما تأثير دارد . و از همين جهت كه زندگى ما متشكّل از يك سرى امور اعتبارى است خداى تعالى در آيهء :
وَما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إلّالَهْوٌ وَلَعِبٌ » « 1 »
و اين زندگى دنيا جز سرگرمى و بازى نيست .
زندگى دنيايى ما را لهو و لعب ناميده چون مقاصد دنيوى ما و مال و اولاد ما و رياست و حكومت ما جز عناوينى پندارى چيز ديگرى نيست و جز در عالم وهم ، تحقّق و واقعيّتى نداشته ، سر و دست شكستن ما براى به دست آوردن آن هيچ تفاوتى با مسابقهء اطفال در بازىهاى خود ندارد .
و حاشا بر خداى سبحان كه زندگى ما را به خاطر اين كه امورى است وهمى بازيچه بشمارد ، آن وقت خودش هم مانند ما بازيگر بوده باشد .
سخن كوتاه ، اين كه فرمود :
ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ » « 2 »
آن گاه بر تخت فرمانروايى [ و حكومت بر آفرينش ] چيره و مسلط شد .
در عين اين كه مثالى است كه احاطهء تدبير خداى را در ملكش مجسّم مىسازد ، دلالت بر اين هم دارد كه در اين ميان حقيقتى هم در كار هست و آن عبارت است از مقامى كه زمام جميع امور در آنجا متراكم و مجتمع مىشود و آيات :
وَهُوَ رَبُّ الْعَرشِ الْعَظيمِ » « 3 »
و او پروردگار عرش بزرگ است .
هامش
( 1 ) - عنكبوت ( 29 ) : 64 .
( 2 ) - رعد ( 13 ) : 2 .
( 3 ) - توبه ( 9 ) : 129 .