مقام توصيف ربوبيّت و تدبير تكوينى خداى تعالى است لاجرم مراد از شفاعتى هم كه در آخر آن است شفاعت در امر تكوينى خواهد بود . پس مفاد جملهء :
ما مِنْ شَفيعٍ إلّامِنْ بَعْدِ إذْنِهِ » .
[ كار ] هيچ واسطهاى [ در همه جهان هستى براى جابجايى عناصر وتركيب اجزا و به جريان انداختن امور ] جز پس از اذن او نيست .
اين مىشود كه هيچ سببى از اسباب تكوينيّه كه واسطههايى بين خدا و بين حوادث عالمند از قبيل سببيّت آتش براى حرارت و حرارت براى ذوب كردن اجسام و امثال آن ، سببيّتشان از خودشان نيست و به اذن خداست ، كه هر يك از آنها در ايجاد حادثهاى از حوادث تأثير مىكنند ، و اين جمله توحيد ربوبيّتى را مىرساند .
پس عرش همان طورى كه مقام تدبير عامّ عالم است و جميع موجودات را در جوف خود جاى داده ، همچنين مقام علم نيز هست ، و چون چنين است قبل از وجود اين عالم و در حين وجود آن و پس از رجوع مخلوقات به سوى پروردگار نيز محفوظ است ، همچنان كه آيهء :
وَتَرَى الْمَلائِكَةَ حافّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ » « 1 »
و فرشتگان را مىبينى كه پيرامون عرش حلقه زدهاند .
محفوظ بودن آن را حتّى در قيامت ، و آيات مربوط به خلقت آسمانها و زمين ، موجود بودن آن را مقارن با وجود عالم ، و آيهء :
وَهُوَ الَّذى خَلَقَ السَّماواتِ وَالْأرْضَ فى سِتَّةِ أيّامٍ وَكانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ » « 2 »
هامش
( 1 ) - زمر ( 39 ) : 75 .
( 2 ) - هود ( 11 ) : 7 .