اويند و وسيلهء ظهورش بر بندههايش به اندازهء استعدادشان ، و او را عرشِ دانش است و عرشِ قدرت و عرشِ رحمانيّت و عرشِ رحيميّت و عرشِ وحدانيّت و عرشِ تنزّه ، چنان كه در روايات گذشت .
5 - دل پيامبران و اوصيا و مؤمنان كامل كه قرارگاه محبّت و معرفت خدايند ، چنان كه در روايت آمده :
قَلْبُ الْمُؤمِنِ عَرْشُ الرَّحْمنِ . « 1 »
دل مؤمن عرش خداوند رحمان است .
و هم در حديث قدسى است :
لَمْ يَسَعْنى سَمائى وَلا أرْضى ، وَوَسَعَنى قَلْبُ عَبْدِىَ الْمُؤمِنِ . « 2 »
آسمان و زمين گنجايش وجود مرا ندارد ، اما قلب مؤمن ظرفيت وجود مرا دارد .
در هر صورت اطلاق عرش و كرسى بر برخى معانى به واسطهء تصريح در خبر يا قراين ديگر منافات ندارد با وجوب اعتراف به معنى اوّل كه از ظاهر اكثر آيات و روايات ظاهر مىگردد ، چنان كه در سطور گذشته به اين معنا اشاره شد كه اين دو لفظ تحمّل جميع معانى ظاهرى و باطنى را دارند . « 3 »
عرش و حاملان آن در كلام علامه طباطبائى
صاحب « الميزان » در توضيح عرش و حاملان آن ، بحث مشروحى دارد كه در تفسير آيهء 54 سورهء اعراف آمده ، مقتضى است براى توضيح بيشترى نسبت به
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 55 / 39 ، باب 4 ؛ شرح الاسماء الحسنى : 1 / 34 .
( 2 ) - بحار الأنوار : 55 / 39 ، باب 4 ؛ كشف الخفاء : 2 / 195 .
( 3 ) - بحار الأنوار : 55 / 39 ، باب 4 .