تصوّر كردهاند ، بلكه علاوه بر تشويق به اين راه ، قسمت مهمّى از برنامههاى خود را بر همين معناى و الا مبتنى كردهاند .
آياتى كه در قرآن مجيد در باب توحيد و معاد آمده ، چه آياتى كه قول مستقيم حقّ است ، چه مطالبى كه از قول انبيا به صورت آيهء قرآن به وسيلهء حضرت حقّ نقل شده ، گاهى تذكّر به فطرت و گاهى توجّه دادن به آثار حقّ در صحنهء آفرينش و گاهى استدلال و برهان محض بر وجود معاد است .
احتجاجات و مباحثى كه در بهترين كتب روايى در باب توحيد از پيامبر بزرگ و ائمّهء طاهرين عليهم السلام نقل شده حاوى همين سه طريق و به خصوص طريق برهان و استدلال است .
اين كه درك و فهم براهين و دلايل توحيد ، به خصوص دليلى كه از صغرى و كبرى و وسط خالى باشد ، كوتاهترين و محكمترين راه براى لمس توحيد كه همان راهِ :
يا مَنْ دَلَّ عَلى ذاتِهِ بِذاتِهِ . « 1 »
اى كه با ذات خود بر ذات خود دلالت كردهاى .
بِكَ عَرَفْتُكَ و أنْتَ دَلَلْتَنى عَلَيْكَ . « 2 »
تو را به تو شناختم و تو مرا به خود ره نمودى .
إِعْرِفوُا اللَّهَ تَعالى بِاللَّهِ . « 3 »
خداى متعال را به خودش بشناسيد .
است راهى بس دشوار و نياز به مقدمات بسيار زياد ظاهرى و باطنى دارد و تودهء مردم ، سالك اين راه نيستند ، بلكه تجلّى توحيد در عرش قلب آنان از طريق فطرت و
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 84 / 339 ، باب 13 ، حديث 19 ؛ شرح الاسماء الحسنى : 1 / 50 .
( 2 ) - بحار الأنوار : 95 / 82 ، باب 6 ، حديث 2 ؛ إقبال الأعمال : 67 ؛ المصباح ، كفعمى : 588 .
( 3 ) - بحار الأنوار : 3 / 270 ، باب 10 ، حديث 7 ؛ الكافى : 1 / 85 ، حديث 1 ، التوحيد : 286 ، باب 41 ، حديث 3 .