آن كس است اين كه مكّه و بَطحا * زمزم و بوقُبَيس و خَيْف و مِنا
حرم و حِلّ و بيت و ركن و حَطيم * ناودان و مقام ابراهيم
مروه ، مَسْعى ، صفا ، حجر ، عرفات * طيبه ، كوفه ، كربلا و فرات
هر يك آمد به قدر او عارف * بر علوّ مقام او واقف
قرّة العين سيّد الشّهداست * غنچهء شاخ دَوحهء « 1 » زهراست
ميوهء باغ احمد مختارلالهء راغ « 2 » حيدر كرّار
( جامى )
هشام از اين مدح دچار خشم شديد شده و پس از توهين به فرزدق وى را در محلّى بين مكّه و مدينه حبس مىكند و حقوقش را از بيتالمال قطع مىنمايد .
زين العابدين عليه السلام در برابر اين محبّت ، دوازده هزار درهم براى شاعر مىفرستد و از كمى آن عذرخواهى مىكند . شاعر آزاده و بىطمع از قبول آن ابا كرده و در پاسخ مىگويد : من سر ارادت و صدق و صفا و وفا و محبّت به آستان شما سرودم و اين مدح را محض اظهار حقّ و حقيقت گفتم نه براى درم و زر ، لكن اصرار حضرت و جود و كرم آن منبع خير و دلايلى كه از جانب حضرت سجّاد عليه السلام اقامه مىشود او را وادار به قبول مىكند . « 3 » ملّا محمّد تقى مجلسى پدر صاحب « بحار الأنوار » در شرح « من لا يحضره الفقيه » حكايت شيرين زير را در رابطه با اين قصيده نقل مىكند :
شخصى در يكى از جلسات جامى نقل كرد كه : زنى ، فرزدق شاعر را در عالم رؤيا ديد ، از حال وى جويا شد ، فرزدق گفت : به سبب قصيدهاى كه براى اظهار حق
هامش
( 1 ) - دوحه : درخت تناور ، درخت بزرگ و پرشاخ و بال و پرسايه .
( 2 ) - راغ : مرغزار ، دامن كوه .
( 3 ) - بحار الأنوار : 46 / 124 ، باب 8 ، حديث 17 ؛ مستدرك الوسائل : 9 / 383 ، باب 9 ، حديث 11133 ؛ المناقب ، ابن شهر آشوب : 4 / 169 .