شرع و عرف ندارد .
گروهى ديگر مىگويند :
خداوند بزرگ با قلم قضا و قدر ، آنچه را بايد ، بر بندگان مقرّر فرموده و هيچ تغييرى در سرنوشت انسان از ابتداى ولادت تا لحظهء مرگ معقول نيست و آنچه بر ارادهء او گذشته ، همان خواهد شد و دعا امرى بى معنا و مسألهاى بى مفهوم و كارى بدون نتيجه است .
به اينان بايد گفت :
مسألهء دعا از چهارچوب قضا و قدر خارج نيست و ثمرات و نتايج اين حركت مثبت و معقول عبد ، بر لوح قضا و قدر گذشته و به وسيلهء دعا و الحاح و زارى و تضرّع ، به بندهء حقّ مىرسد .
و به عبارت ديگر : بسيارى از برنامههاى دنيا و آخرت عبد كه به صلاح اوست و آنچه در سعادت ابدى او نقش دارد ، برابر با مشيّت و ارادهء حضرت دوست به زلف دعا گره خورده و اين انسان است كه به دستور حقّ بايد براى درخواست واقعيّتها و علل سعادت و بسط رزق مادى و معنوى به دعا برخيزد ، تا پس از آن به نتايج لازم برسد .
مگر نه اين است كه تمام انبيا و ائمّه و اوليا و عاشقان و عرفا و صلحا بهترين لحظات شيرين عمر خود را به مناجات و دعا و زارى سپرى كردند و از اين راه به صلاح دين و دنيا و آخرت و عقبى رسيدند ؟
بسيارى از علل رشد و كمال بندگان ، چه در جهت مادّى و چه در مرحلهء معنوى بر ارادهء حق گذشته كه به شرط دعا به آنان عنايت شود و به همين خاطر در آثار اسلامى به مسئلهء دعا اصرار فراوان شده و از دعا به عنوان مركب رسانندهء عبد بر سر خوان عنايت مادّى و معنوى حضرت حق ياد كردهاند ، بنابراين اگر كسى به دعا و مناجات و راز و نياز و درخواستهاى مادّى و معنوى از پيشگاه حق اقدام كند به
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 65
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٦٥