او پس از خواندن آن اشعار از نظرم ناپديد شد . به مكّه رفتم ، حجّم را بجا آوردم .
در بازگشت ، جمعى را در بيابان ديدم دايرهوار نشستهاند . سركشيدم ناگهان آن چهرهء پاك و با عظمت را ديدم . پرسيدم : اين شخصيّت و الا كيست ؟
گفتند : علىّ بن الحسين . « 1 »
اخلاق و رفتار و صفات زين العابدين عليه السلام
امام عليه السلام همچون سلف صالح و خلف پاكش از تمام محاسن و محامد اخلاقى بهرهء جامع داشت ، ازهرگونه عيب و نقصى در زمينهء اخلاق و ساير شؤون حيات پاك بود .
هيچ برخورد و حادثه و مصيبتى آن حضرت را از تجلّى دادن حسنات الهى باز نداشت و وى را به سيّئهاى از سيّئات اخلاقى آلوده نكرد .
1 - برخورد الهى با مردى تندخو
مردى از نزديكانش به آن حضرت دشنام داد و ناسزا گفت ، حضرت جواب وى را نداد تا به بدگوييش پايان داد و رفت . آنگاه آن منبع فيض به دوستانش رو كرد و فرمود : شنيديد به من چه گفت ؟ من دوست دارم مرا همراهى كنيد تا پاسخ مرا به وى بشنويد .
عرضه داشتند : با تو مىآييم . حضرت حركت كرد و در حالى كه قدم بر مىداشت اين آيه را قرائت مىكرد :
وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ » « 2 »
هامش
( 1 ) - المناقب ، ابن شهر آشوب : 4 / 155 ؛ بحار الأنوار : 46 / 91 ، باب 5 ، حديث 78 ؛ مستدرك الوسائل : 8 / 31 ، باب 21 ، حديث 8996 .
( 2 ) - آل عمران ( 3 ) : 134 .