بياييم همچون سيّد عابدان و زينت عبادت كنندگان و فخر سالكان به فرياد آنان كه به فريادشان نمىرسند برسيم و دست نوازش به سر آنان كه دستى به سرشان نمىكشند بكشيم و به رفع نياز آنان كه كسى به رفع نيازشان بر نمىخيزد اقدام كنيم و در اين چند روزهء عمر كسب معرفت و فضيلت كنيم و به اخلاق اولياى حقّ و عاشقان جمال و جلال آراسته گرديم .
عاشق دلباخته ، حاج ميرزا حبيب اللَّه مجتهد خراسانى چه نيكو مىسروده :
گاهى سخن از عشق بگوييد * گه در ره توحيد بپوييد بپوييد
هرچند كه اين كام به جستن نشود رام * چندان كه توان جست بجوييد بجوييد
شمّامهء حال است كه از باغ وصال است * شمّامهء اين باغ ببوييد ببوييد
اى سبز گياهان كه همه خشك خزانيد * اين فصل بهار است بروييد بروييد
اى زنده تن و مرده دلان چند خموشيد * بر سوگ دل مرده بموييد بموييد
( ميرزا حبيب اللَّه مجتهد خراسانى )
3 - گذشت از استاندار معزول
هشام بن اسماعيل از طرف عبدالملك مروان به استاندارى مدينه منصوب شد .
مقام رياست ، او را به دايرهء غرور و كبر و ستم و ظلم كشيد ، حقّ را ناحقّ كرد و هر چه در توان داشت به ميدان آورد . از افرادى كه از او رنج بسيار و آزار فراوان ديدند حضرت زين العابدين عليه السلام بود .
پس از مدّتى از مقامش عزل شد . استاندار جديد مدينه به نام وَليد ، مأموريّت يافت استاندار قديم را در برابر مردم به ستونى ببندد ، تا هر كس بخواهد آزارهاى او