رسول خدا صلى الله عليه و آله آن قدر به عبادت و نماز ايستاد تا قدمهايش ورم كرد . چنان در مدار روزه قرار گرفت كه آب دهانش خشك شد . به حضرت عرضه داشتند : يا رسول اللَّه ! مگر نه اين است كه گذشته و آيندهات بر اساس خبر حضرت حق در قرآن غرق در مغفرت است ، پس اين همه زحمت در عرصهء عبادت چيست ؟
پاسخ داد : نمىخواهيد بندهء شاكرى باشم ؟ خدا را شكر و سپاس كه مرا به عبادت و اطاعت برگزيد و در دايرهء امتحان توفيقم داد ، در دنيا و آخرت سپاس را مختصّ او مىدانم . به خدا قسم ! اگر اعضايم قطعه قطعه شود و پيه چشمم به سينهام بريزد ، قدرت اقدام به عُشرى از اعشارِ يك نعمت از تمام نعمتهاى عنايت شدهء او را كه شماره كنندگان از شمارشش عاجزند و حمد حامدان به آن نمىرسد ، ندارم . نه به خدا قسم ! ترك شكرش نكنم ، به اندازهاى كه روز و شب و در خلوت و آشكار مرا در اين حال ببيند .
اگر حقوق واجبهء اهل بيتم و خاصّ و عام مردم نبود و من مأمور به ادايش نبودم ، هر آينه به چشم به آفرينش مىنگريستم و به قلب به حضرت اللَّه ، تا وجود مقدّس او بر من قضاوت كند كه او بهترين حاكم است ، آنگاه حضرت سجاد عليه السلام گريه كرد و عبدالملك هم به گريهء حضرت گريست ، سپس امام فرمود :
« چقدر فاصله است بين كسى كه در طلب آخرت است و براى به دست آوردن آن مىكوشد و كسى كه متوجّه دنياست و برايش مهم نيست مال و مقام از كجا مىآيد و در آخرت هيچ نصيبى ندارد » ! ! « 1 » صائب در هشدار به دنياپرستان چه نيكو مىفرمايد :
در طلبْ سستى چو ارباب هوس كردن چرا * راه دورى پيش دارى رو به پس كردن چرا
شكر دولت سايه بر بىسايگان افكندن است * اين هماى خوش نشين را در قفس كردن چرا
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 46 / 57 ، باب 5 ، حديث 10 ؛ مستدرك الوسائل : 1 / 125 ، باب 18 ، حديث 165 .