تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
چهره‌اش رنگ به رنگ مىشد ، قيامش براى عبادت و راز و نياز قيامِ عبد ذليل در برابر مولاى جليل بود ، از خشيت حق كه معلول آگاهى قلب او نسبت به حضرت ربّ العزّه بود ، اعضايش مىلرزيد و نمازش در هر بار نمازِ وداع بود كه گويى پس از آن ديگر مهلت نماز ندارد ! « 1 » اين همه محصول قلب پاك و دل عرشى حضرت سجّاد عليه السلام و معرفت والاى آن حضرت نسبت به مقام قدس ربّ العالمين بود . صائب تبريزى آن بزرگ غزل سراى عرصهء ادب ، چه نيكو مىگويد :
چرخ است حلقهء درِ دولتسراى دل * عرشست پردهء حرم كبرياى دل با آن كه پاى بر سر گردون نهاده است * بر خاك مىكشد زدرازى ، قباى دل دل را به خسروان مَجازى چه نسبت است * دارد به دست لطف يد اللَّه لواى دل خود را اگر گرفت جگردار عالم است * آن را كه ازخرام تو لغزيد پاى دل
با نور آفتاب به انجم چه حاجت است * با خلق آشنا نشود آشناى دل صائب اگر به ديدهء همّت نظر كنى * افتاده است قصر فلك پيش پاى دل
( صائب تبريزى )

شخصيّت زين العابدين عليه السلام

وجود مقدّس او از جانب حضرت ربّ العزّه به عنوان چهارمين اختر تابناك امامت ، براى اين كه تمام عالميان در همهء شؤون ، جنابش را براى يافتن سعادت دنيا و آخرت اسوه و سرمشق قرار دهند ، انتخاب شد ، همين مسئله در باز شناساندن شخصيّت و عظمت حضرت در تمام جهات حيات كافى است . خواهر زاده‌اش مىگويد :
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 46 / 80 ، باب 5 ؛ المناقب ، ابن شهر آشوب : 4 / 150 .
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 38 | شيخ حسين انصاريان