تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
به تشويق فاطمه ، دختر حضرت سيّد الشهداء در مدار خدمت آن جناب برآمدم ، هرگز در كنارش ننشستم مگر اين كه باب خيرى به رويم باز شد ، يا از خشيت آن جناب از حضرت حقّ دلم غرق خشيت شد ، يا دانشى پاك و علمى با منفعت از آن منبع فيض و كرامت آموختم . « 1 » ابن شهاب زُهرى مىگويد : بهترين فردى كه از بنى هاشم يافتيم ، حضرت زين العابدين عليه السلام بود . « 2 » سعيد بن كلثوم مىگويد : خدمت حضرت صادق عليه السلام بودم ، سخن از وجود مقدّس اميرمؤمنان به ميان آمد ، امام صادق عليه السلام آن چنان كه حقّ على عليه السلام بود از آن جناب تمجيد كرد و حضرتش را به بهترين صورتى كه لياقت داشت ستود ، سپس فرمود : به خدا قسم ! هرگز حرامى نخورد تا عمرش پايان گرفت و از دو برنامه‌اى كه رضاى حقّ در آن بود سخت‌ترينش را براى عمل انتخاب مىكرد . حادثه‌اى براى رسول خدا پيش نيامد ، مگر اين كه آن حضرت را به عنوان تكيه‌گاه براى رفع حادثه خواست . جز او كسى همانند رسول خدا طاقت عبادت نداشت . به وقت عمل مانند كسى بود كه بين بهشت و جهنّم است ، ثواب حق را اميد داشت و از عذابش خائف بود . در راه رضاى حق و دورى از عذاب فردا از كاركرد روزانه و عرق پيشانى مباركش هزار بنده در راه خدا آزاد كرد . غذاى اهلش روغن و سركه و خرماى بهم انباشته بود . لباسى جز لباس كرباس نداشت ، اگر آستينش اضافه مىآمد ، قيچى مىخواست و آن را مىبريد . در ميان فرزندان و اهل بيتش در لباس و دانش و حكمت زندگى نظير علىّ بن
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 46 / 73 ، باب 5 ، حديث 59 ؛ الارشاد ، شيخ مفيد : 2 / 140 ؛ كشف الغمّة : 2 / 84 . ( 2 ) - بحار الأنوار : 79 / 309 ، باب 4 ، حديث 12 ؛ الارشاد ، شيخ مفيد : 2 / 141 ؛ كشف الغمة : 2 / 92 .
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 39 | شيخ حسين انصاريان