« وَالْحَمْدُ لِلّهِ عَلى ما عَرَّفَنا مِنْ نَفْسِهِ »
توجه و بيدارى ناگهانى انسان نسبت به آفرينش و اجزاى و عناصر آن و از پى آن به شناخت حقّ برخاستن و از پس آن به وادى با عظمت شكر قدم گذاردن ، عين عنايت حقّ و الهامى از جانب او براى رشد و كمال انسان است .
علاقه پيدا كردن به معارف و از پى آن به دنبال انبيا و ائمّه و اوليا رفتن و از پس آن به اطاعت از خواستههاى حقّ برخاستن نيز عنايت و الهام آن يار مهربان و نعمتى است كه تمام آدميان از شكر و سپاس آن عاجزند .
فيضى بزرگترين شاعر سدهء دهم سرزمين هند كه از حكمت و عرفان بهرهمند بود ، در بيان جلال و عظمت حضرت ربّ العزّه مىگويد : يا ازَلىَّ الظّهور ، يا أبَدىَّ الْخَفا نورُكَ فَوْقَ النَّظَر ، حُسْنُكَ فَوْقَ الثَّنا
نور تو بينش گداز ، حُسن تو دانش گسل * فكر تو انديشه كاه ، كُنْه تو حيرت فزا
دانش و بينش همه كرده رها در رهت * چشم ارسطو نظر ، عقل فلاطون ذكا
ملّت علم تو را هست به فتواى قدس * خون تفكّر هدر ، خاك تعقّل هَبا « 1 »
ساحت قدر تو را سخرهء هنگامه كرد * حرف مشوّش دماغ ، كلك مولَّه « 2 » نوا
بر درت انديشه را شِحنهء « 3 » غيرت زند * لطمهء حيرت به روى ، سيلى جهل از قفا
( فيضى هندى )
تعقّل در آفرينش
انسان وقتى به آفرينش واوضاع آن فكر مىكندبه اين نتيجه مىرسد كه ساختمان جهان و ساختمان واحدهايى كه اجزاى جهان را تشكيل مىدهند حساب شده
هامش
( 1 ) - هبا : خاك نرم ، غبار ، نابود شدن .
( 2 ) - مولّه : سرگردان .
( 3 ) - شحنه : پليس ، پاسبان .