و نزد ارباب تحقيق محقّق است كه در عالم هيچ موجودى نيست غير انسان كه ظاهر شده باشد او را حقيقت او و حقيقت غير او ، بدان حيثيّت كه بداند كه عين احديّت است كه ظهور يافته است و عين حقايق گشته ، حضرت الهى بدين اختصاص كه انسان راست در كمال معرفت حقيقت ، اشارت مىكند كه :
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ » « 1 »
يقيناً ما امانت را [ كه تكاليف شرعيهء سعادت بخش است ] بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرديم .
ما عرض كرديم امانت شناخت حقيقت را بر اهل سماوات و ارض و جبال ، يعنى بر ملكوت و جبروت آنها ، پس ابا كردند و از حمل اين بار بگريختند و با وجود آن تشنگى ، آب بقا بر خاك ريختند ، از آن روى كه استعدادات ايشان نه چون استعداد انسان بود ؛
وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُوماً جَهُولًا » « 2 »
و انسان آن را پذيرفت بىترديد او [ به علت ادا نكردن امانت ] بسيار ستمكار و [ نسبت به فرجام خيانت در امانت ] بسيار نادان است .
و انسان در حمل اين امانت تجاسر نمود و گفت :
دل نادان من امانتِ عشق * هم به پشتىّ آن كرم برداشت
( اوحدى مراغهاى )
چه در استعداد او طاقت مقاومت حمل اين بار بود .
و اين انسان ظَلوم است بر نفس خود كه مُميت اوست و مُفنى ذات خود است
هامش
( 1 ) - احزاب ( 33 ) : 72 .
( 2 ) - احزاب ( 33 ) : 72 .