همان طورى كه اسم « اللَّه » اسم جامع كُلّى الهى است و از باب كلّيّت ، جميع اسما از فروع و اغصان و اجزا و توابع آن مىباشند و اين اسم به اعتبارى حقيقت محمّديّه است ، اعيان و حقايق جميع انبيا در مقام علم حضرت و احديّت به منزلهء ابعاض و اجزا و فروعِ عين ثابت حقيقت محمّديّهاند .
اولين انباء آن حقيقت كلّيه عبارت است از وساطت آن حضرت جهت ظهور اعيان و اسماى متجلّى در اين اعيان در حضرت علميّه و مرتبهء واحديّت و از اين جهت است كه اهل تحقيق نبوّت او را ازلى مىدانند .
مرتبهء نازلهء اين انباء غيبى عبارت است از ظهور آن حقيقت مطلقه در عالم عين و خارج جهت تحقّق هر عين به وجود خاصّ خود در صفحهء اعيان و اوّلين جلوهء آن حقيقتْ عقل اوّل است كه :
أوَّلُ مَنْ بايَعَهُ هُوَ الْعَقْلُ الْأوَّلُ . « 1 »
نخستين كسى كه با او بيعت كرد عقل اوّل بود .
لذا عقل اوّل حسنهاى از حسنات آن حقيقت كلّيّه و اوّل ظهور او در جلباب « 2 » وجود نورى و جبروتى است .
سهم هر نبى از تجلّيات اسمائيّه تابع نحوهء تعيّن و ظهور و استعداد غيرمجعول ، عين ثابت و حقيقت او در عالم اعيان و حضرت علميّه است ، لذا همان طورى كه كلّيّهء اعيان در مقام تقدير و عالم قَدَر علمى ، اعضا و ابعاض و اجزاى حقيقت محمّديّهاند ، در وجود خارجى نيز از توابع فروع آن اصل الاصول عالم وجودند و نبوّت و ولايت انبياء مانند شريعت آنان نيز از توابع و فروع آن حقيقت كلّيّه است كه :
هامش
( 1 ) - شرح فصوص الحكم : 396 .
( 2 ) - جلباب : پيراهن .