نسبت به درجهء استعداد و كمال اين نفوس ، آن عقل فعّال يا روح القدس در ايشان كمتر يا بيشتر و كوتاهتر يا مديدتر تجلّى مىكند ، چنان كه در نفوس انبيا و اوليا و عرفا در اوقات مختلف و در صورتها و كيفيّتهاى گوناگون مدّتى كم يا بيش تجلّى نموده و به وسيلهء ايشان فعّاليّت خود را ظاهر ساخته است .
پس آنچه در قرآن مجيد آمده كه خداوند نفخهاى از روح خود به تن آدم دميد و امثال اين دربارهء مريم وغيره ، آن روح عبارت از نور و يا شعلهء همين روح القدس يا روح اعظم و يا عقل فعّال بوده است ، به همين مناسبت كلمهء روح در قرآن به صيغهء مفرد آمده و در همه جا جبرئيل يعنى عقل فعّال به اسم روح ناميده شده است .
اين روح يا عقل فعّال مانند همهء عقول ديگر ، هم مستقيماً و هم به طور غير مستقيم يعنى به وسيلهء انعكاس انوار عقول ما فوق خود ، با ذات خداوند كه منبع همهء نورها و عقلهاست مربوط مىباشد و بدين مناسبت از عالم امر يعنى مقام ربوبيّت ولاهوت به ترتيب مراتب صادر شده است . » « 1 » اين روح يا به تعبير قرآن مجيد جبرئيل ، چون انسان را مَجلاى اشراقات الهيّهء خود قرار دهد و انسان تمام قواى خود را با آن اشراقات ملكوتيّه به فعليّت برساند ، از جبرئيل برتر شده و از تمام ملائكهء مقرّب ا نظر مقام معنوى بالاتر رود .
لذا در سير معراجى ، وقتى جبرئيل از حركت باز ايستاد ، رسول الهى سبب توقّفش را پرسيد گفت :
لَوْ دَنَوْتُ أنْمُلَةً لَاحْتَرقْتُ . « 2 »
اگر به اندازهء بند انگشتى نزديكتر شوم ، خواهم سوخت .
حقيقت محمديه
اين اسم در مرتبهء ذات ، متجلّى به نفس ذات خود و به اعتبارى متجلّى در
هامش
( 1 ) - اصول اساسى روانشناسى : 178 .
( 2 ) - بحار الأنوار : 18 / 382 ، باب 3 ، ذيل حديث 86 ؛ المناقب ، ابن شهر آشوب : 1 / 179 .