سگان ! ] در دوزخ گم شويد و با من سخن مگوييد !
اين كه براى هميشه آنان را از سخن گفتن با حق محروم و ممنوع مىكنند شديدترين عذاب و سختترين حال است .
در برابر اينان كسانى هستند كه وقت را غنيمت دانسته و براى عمر ارزش قائل شدند و به هدايت انبيا و اوليا مدّت اقامت خود را در دنيا با كسب ايمان و عمل صالح و اخلاق حسنه و در يك كلمه با عبادت ربّ و خدمت به خلق عوض كردند ، اينان را در جهان آخرت رضاى حقّ وبهشت عنبر سرشت است .
كسى كه محورى جز خدا ندارد و محبوبى جز حضرت حقّ در عرش دلش حكومت نمىكند و معلّمى در مسير تربيت و رشد و كمال جز انبيا و اوليا نمىشناسد ، گوهر وقت جز با عشق محبوب حقيقى و جز با عمل صالح و اخلاق حسنه معامله نمىكند و راستى كه عشق حضرت حقّ جز اين اقتضا ندارد .
خواجه معين الدّين چَشتى مىگويد :
من يار ، تو را دارم اغيار نمىخواهم * غير از تو كه دل بردى دلدار نمىخواهم
خارى كه ز درد تو خسته است مرا در دل * من خستهء آن خارم گلزار نمىخواهم
گر جلوه دهى بر دل نقد دو جهان گويم * من عاشق ديدارم دينار نمىخواهم
سرّى كه مرا با توست با غير تو چون گويم * تو دانى و من دانم اظهار نمىخواهم
( معين الدّين چَشتى )
ارزش عمر در روايات
انبيا و اوليا ، امامان و عارفان و عاشقان و ناصحان از تمام افراد بشر خواستهاند به ارزش و قيمت وقت ، معرفت پيدا كنند و سعى و كوشش آنان بر اين باشد كه لحظات و ساعت و شبها و روزها و هفتهها و ماهها و سالهاى خود را با حقّ و حقيقت و طاعت ربّ و خدمت به خلق معامله كنند و از اين كه اوقات پر ارزش را به