تعريف كرد ، رسول الهى هم آنچه سلمان به ابودرداء فرموده بود تأييد نمودند . « 1 » رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود :
قَدْ أفْلَحَ مَنْ أسْلَمَ ، وَكانَ رِزْقُهُ كَفافاً وَصَبَرَ عَلى ذلِكَ . « 2 »
كسى كه در تمام زمينهها تسليم حضرت حقّ شد و به رزق خود بسنده كرد [ و وقت خود را براى به چنگ آوردن روزى حرام صرف نكرد ، ] و براين گونه زندگى استقامت ورزيد پيروز و رستگار شد .
نصايحى از بهاء الدين بلخى
در اين زمينه سلطان العلماء بهاء الدّين بلخى معروف به بهاء ولد ، « 3 » نصايحى حكيمانه و مقالاتى عالمانه دارد كه به گوشهاى از آن در سطور زير توجّه مىكنيد :
« گفتم : اى آدمى ، در هر ريزه شهوت تو ديوى چنگال در زده است و به بوى آن مراد در تو مىآيند ، چنان كه مورچه با دانه چنگال سخت كرده باشد ، اندرونت از ديوان همچون مورچه خانه از آن شده است ، تو را گفتند كه : دو در را كه گلو و
هامش
( 1 ) - مجموعة ورّام : 1 / 2 ؛ المحلى ، ابن حزم : 10 / 40 .
( 2 ) - مجموعة ورّام : 1 / 3 ؛ الزهد و صفة الزاهدين : 66 ، حديث 123 .
( 3 ) - بهاء الدين محمد ولد : عارف و واعظ قرن ششم و هفتم پدر جلال الدين محمد بلخى ( مولانا ) وى مشهور به « بهاء ولد » و ملقب به « سلطان العلماء » است .
تذكره نويسان نسبش را به ابوبكر رسانده و لقب بكرى به او دادهاند . اما در معارف و نيز در آثار مولوى همچنين در كتبيهء مزار به اين نسب اشارهاى نشده . بهاء ولد همچون پدر و اجدادش ، به وعظ و خطابه روى آورد و چنان كه از نسبت خطيبى در نام جدش بر مىآيد .
مواعظ او غالباً با معانى صوفيانه و اشاره به آيات قرآن همراه بود كه گاه موجب ناخرسندى برخى فقها و علما و سوءظن حكام مىگشت . تا جايى كه « سلطان العلمايى » او را انكار مىكردند .
دانشنامه جهان اسلام : 4 / 673 .