بودند به اعتراض برخاسته به پدر پير گفتند : اينسان كه با باغ عمل مىكنى تجاوز به حقّ ماست و ايجاد محدوديّت در رزق و روزى فرزندانت ! اگر بدين صورت ادامه دهى به زودى ما را دچار فقر و تنگدستى كرده و به مشقّت و سختى دچار خواهى كرد .
مرد حقّ پرست در پاسخ فرزندانش گفت : من شما را در انديشه و فكرتان خطا كار مىدانم ، ثروت انباشته چه ارزشى دارد و چه دردى از انسان دوا مىكند ؟ گيرم كه من از روزگار جوانى مخارج خود را تأمين مىكردم ، بقيّه را رويهم مىگذاشتم و امروز انبارهايى از كيسهء زر و طلا و نقره داشتم به من بگوييد چه فايده داشت ، جز اين كه در كنار آن همه ثروت مىمردم و شما آن را به ارث مىبرديد و من در عالم برزخ بايد پاسخگوى آن همه مال در برابر حقّ مىبودم ، مال و ثروتى كه در آن حقّ تهيدستان و ضعيفان و افتادگان موج مىزد ؟ !
فرزندانم ! ملكيّت حقيقى اين باغ و بستان و اين مال و ثروت از من و شما نيست ، آفرينش از آنِ خداست و ما در كنار اين سفره مأمور به اوامر او هستيم ، خواستهء حضرت او اين است كه : به اندازهء نياز مصرف كرده و بقيّه را در راه او به خرج اندازيم . اين صحيح نيست كه تعدادى معدود در انواع وسايل زندگى ولذّت وخوشى غرق باشند و طايفهاى ديگر كه در ميانشان عباد شايستهء حق وجود دارد ، با زن و بچّهء خود در عين آبرودارى و داشتن كار و كسب ضعيف ، دچار رنج و مصيبت و درد و مشقّت و گرفتارى و رنج باشند .
شكر نعمتهاى او كه از باب لطف و محبّت و عنايت و كرامت به ما ارزانى داشته خوردن و خوراندن و عبادت و خدمت به خلق اوست و من راهى جز اين نمىروم و برنامهاى جز اين نمىخواهم ، مرا عشقى جز عشق او نيست و هدفى جز جلب رضايت و عنايت او ندارم ، من در وفادارى نسبت به او و اهداف پاكش استقامت مىورزم و از توفيق چنين زندگى دلشادم :
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 226
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٢٦