است . داستانى كه در آن آيات مطرح است بدين شرح است :
مردى از اهالى يمن در منطقهء صنعا در حالى كه قلبى لبريز از ايمان و عشق و محبّت به حقّ داشت و در اجراى دستورهاى الهى سر از پا نمىشناخت ، به آباد كردن زمينى به پا خاست . پس از زحمت و رنج زياد باغى با صفا همراه درختان پر از ميوه فراهم آمد ، بوى گل و گياه به مشام مىخورد ، اطراف باغ با درختهاى بلند محاصره شد ، آب شيرينْ جوىهاى باغ را لبريز كرد و نسيم خوش هوا قيمت باغ را افزون مىنمود .
آن مرد الهى درگوشه و كنار باغ به گردش برخاست و ديدگانش از تماشاى آن همه محصول خدادادى خيره شد ، او پس از هر گردشى و لذّت بردن از وضع آن سرمايهء هنگفت به گوشهاى از باغ مىرفت و براى اداى شكر به عبادت و خضوع در برابر مالك اصلى هر ملكى مىنشست و صورت بر خاك ذلّت در پيشگاه حضرت عزّت مىگذاشت و با زبان حال به محضر مقدّس مولايش عرضه مىداشت :
آن كه مرادش تويى از همه جوياتر است * وانكه در اين جستجوست از همه پوياتر است
گر همه صورتگران صورت زيبا كشند * صورت زيباى تواز همه زيباتر است