چون به چمن صف زنند خيل سَهى قامتان * قامت رعناى تو از همه رعناتر است
سنبل مشكين تو از همه آشفتهتر * نرگس شهلاى تو از همه شهلاتر است
حُسن دلاراى تو از همه مشهورتر * عاشق رسواى تو از همه رسواتر است
مست مقامات شوق از همه هشيارتر * پير خرابات عشق از همه برناتر است
( فروغى بسطامى )
او در مناجات و نيايشش از حضرت محبوب مىخواست : از اين كه ثروت باعث طغيان و ياغىگرى و افتادن او در چاه شهوات شود محافظت گردد و از طوفانهاى ويرانگر غرايز و وسوسههاى شياطين بر كنار ماند .
از جناب حقّ درخواست داشت كه به اندازهء عفاف و كفاف از آن همه محصول برداشت كند و مازاد بر احتياج را در آن راهى كه معبود محبوب خواسته به كار گيرد .
برنامهء هميشگى آن انسان بيدار و مرد با كرامت اين بود كه به وقت رسيدن محصول به اندازهاى كه خرج خانواده و مخارج سالانهء باغ تأمين شود به بازار فروش رود و بقيّهء آن به مستمندان و دردمندان و نيازمندان برسد ، به همين خاطر وقتى خريداران در حدّى كه او مىخواست ميوه را به مراكز فروش حمل مىكردند ، درِ باغ را به روى محتاجان باز مىگذاشت و به آنان مىگفت : به مقدارى كه نياز داريد از اين منبع سرشار الهى ببريد .
فرزندان آن مرد كه همچون پدر از ايمان و عشق بهره نداشتند و انديشهء مادّى بر آنان حاكم بود ، بر خلاف معمول از آن معلّم بزرگوار درس كرامت و سخاوت نگرفته