كند به حضرت تو التجا مىكنم .
امتحان الهى وسعت و ضيق رزق
4 - آياتى كه رزق و روزى را چه در جهت وسعتش و چه در زمينهء تنگى و ضيقش امتحان الهى مىداند و اين انسان مسؤول و مكلّف است كه بايد در اين امتحان و آزمايش قرار گيرد تا استعدادهاى الهى و انسانيش با كمك اين امتحان شكوفا شود .
اگر در ثروت است با بذل و بخشش و انفاق و صدقه به مقام جود و سخا و مهر و محبّت و نوع دوستى و تواضع در برابر ساير انسانها و حالات عالى معنوى برسد و اگر در فقر و فاقه و تنگدستى است به مقام صبر و استقامت و حوصله و حلم و ايستادگى در برابر طوفانها و سختيها و حفظ شرف و كرامت انسانى و نشان دادن عظمت روحى و فضيلت و حميّت نفسى نايل گردد .
مال و ثروت يا آزمايش بزرگ الهى
در زمينهء اين كه مال و ثروت دنيا محض امتحان و آزمايش بندگان است مضمون بسيار عالى آيات 17 تا 33 سورهء مباركهء ن و القلم « 1 » به نحو فوق العاده قابل توجّه
هامش
( 1 ) - « إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ * وَلَا يَسْتَثْنُونَ * فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ * فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيِم * فَتَنَادَوْا مُصْبِحِينَ * أَنِ اغْدُوْا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ * فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ * أَن لَايَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِسْكِينٌ * وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ * فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ * بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ * قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ * قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ * فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ * قَالُوا يَاوَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ * عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْراً مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ * كَذلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ » ؛ « بىترديد ما آنان را [ كه در مكه بودند ] آزموديم همان گونه كه صاحبان آن باغ را [ در منطقهء يمن ] آزموديم ، هنگامى كه سوگند خوردند كه صبحگاهان حتماً ميوههاى باغ را بچينند ، * و چيزى از آن را [ براى تهيدستان و نيازمندان ] استثنا نكردند . * پس در حالى كه صاحبان باغ در خواب بودند ، بلايى فراگير از سوى پروردگارت آن باغ را فرا گرفت . * پس [ آن باغ ] به صورت شبى تاريك درآمد [ و جز خاكستر چيزى در آن ديده نمىشد ! ] * وهنگام صبح يكديگر را آوازدادند ، * كه اگر قصد چيدن ميوه داريد بامدادان به سوى كشتزار و باغتان حركت كنيد ؛ * پس به راه افتادند در حالى كه آهسته به هم مىگفتند : * امروز نبايد نيازمندى در اين باغ بر شما وارد شود ، * و بامدادان به قصد اين كه تهيدستان را محروم گذارند به سوى باغ روان شدند . * پس چون [ به باغ رسيدند و آن را نابود ] ديدند ، گفتند : يقيناً ما گمراه بودهايم [ كه چنان تصميم خلاف حقّى دربارهء مستمندان و تهيدستان گرفتيم . ] * بلكه ما [ از لطف خدا هم ] محروميم . * عاقلترينشان گفت : آيا به شما نگفتم كه چرا خدا را [ به پاك بودن از هر عيب و نقصى ] ياد نمىكنيد [ و چرا او را از انتقام گرفتن درمانده مىدانيد ؟ ! ] * گفتند : پروردگارا ! تو را به پاكى مىستاييم ، مسلماً ما ستمكار بودهايم . * پس به يكديگر رو كرده به سرزنش و ملامت هم پرداختند . * گفتند : واى بر ما كه طغيان گر بودهايم . * اميد است پروردگارمان بهتر از آن را به ما عوض دهد چون ما [ از هر چيزى دل بريديم و ] به پروردگارمان راغب و علاقهمنديم . * چنين است عذاب [ دنيا ] و عذاب آخرت اگر معرفت و آگاهى داشتند ، بزرگ تر است . »