كه آنچه را حضرت حقّ و جناب محبوب روزى فرموده حلال طيّب است و وجود مقدّس او راه حرام را به روى بندگان باز نكرده است ، اين مردم هستند كه حدود تقوا را مىشكنند و قدم به جاى قدم خطرناك شيطان و طاغوت مىگذارند و فرداى قيامت را كه ظرف سعادت ابدى و خير هميشگى است و جاى همنشينى با انبيا و اولياست با اين چند روزهء زودگذر و فانى معامله مىكنند ! !
سعدى شيرازى ابناى روزگار را چنين نصيحت مىكند :
شنيدم كه جمشيد فرّخ سرشت * به سرچشمهاى بر ، به سنگى نوشت
بر اين چشمه چون ما بسى دم زدند * برفتند چون چشم بر هم زدند
نه بر باد رفتى سحرگاه و شام * سرير سليمان عليه السلام ؟
در آخر نديدى كه بر باد رفت * خنك آن كه با دانش و داد رفت
طريقت بجز خدمت خلق نيست * به تسبيح و سجّاده و دلق نيست
قدم بايد اندر طريقت نه دَم * كه اصلى ندارد دم بى قدم
مگو جاهى از سلطنت بيش نيست * كه ايمنتر از مُلك درويش نيست
گدا را چو حاصل شود نان شام * چنان خوش بخسبد كه سلطان شام
( سعدى شيرازى )
وسعت و تنگى رزق
3 - آياتى كه وسعت معيشت و تنگى رزق را تنها و تنها در جهت مصلحت حيات ذكر مىكند و هشدار مىدهد كه به وسعت زندگى دل خوش نكنيد و از ضيق معيشت ظاهرى سر به زانوى غم مگذاريد كه اين هر دو امرى عارضى و زود گذر و از دست رفتنى است :
اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ وَفَرِحُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا الْحَيَاةُ