انسانى كه بيناى حقيقت است بدون شكّ ، وسعت و تنگى روزى را به چيزى نمىشمارد ، آنچه براى او مهم است اداى تكليف و وظيفه است ، در وسعت رزق خود را مكلّف به خرج مال در راه رضاى دوست مىداند و در تنگى معيشت براى حفظ اعتبار خود در پيشگاه حضرت محبوب صبر واستقامت پيشه مىكند كه عاشقان وصال حضرتش مسلكى جز اين نمىدانند و راهى جز اين ندارند .
لَهُ مَقَالِيدُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌ » « 1 »
كليدهاى آسمانها و زمين فقط در سيطرهء مالكيّت اوست . رزق و روزى را براى هر كس كه بخواهد وسعت مىدهد و يا تنگ مىگيرد . يقيناً او به همه چيز داناست .
قرآن مجيد در بعضى از آيات تنگى رزق را نسبت به بندگان ، عامل پاك ماندن آنان از گناه و معصيت و خرابى دنيا و آخرت و بهم خوردن سعادت دارَيْن مىداند و در حقيقت تنگى رزق را علّت نجات و مأمن انسان و رسانندهء آدمى به مقام با عظمت قرب به حساب آورده است :
وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِى الْأَرْضِ وَلكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ » « 2 »
و اگر خدا روزى را بر بندگانش وسعت دهد ، در زمين سركشى و ستم كنند ، ولى آنچه را بخواهد به اندازه نازل مىكند ؛ يقيناً او به بندگانش آگاه و بيناست .
در هر صورت بسط رزق براى همه كس علامت محبّت و لطف حقّ نيست و ضيق رزق هم براى همه كس نشانهء مطرود بودن او از پيشگاه محبوب نيست .
هامش
( 1 ) - شورى ( 42 ) : 12 .
( 2 ) - شورى ( 42 ) : 27 .