محروميّت اكثريّت مردم جهان باشد ، اين مردمند كه وظيفهء واجب دارند بر ستمكاران نابكار و خائنان پليد و حاكمان زورگو در شرق و غرب عالم بتازند و آنان را سر جاى خود بنشانند ، تا سفرهء گستردهء روزى از چنگ آنان درآيد و همگان در سايهء جهاد مثبت و فعّاليّت مشروع بتوانند از آن استفاده كنند .
اگر كسى به وضع مستكبران و زورگويان و محروميّت مستضعفان و اكثريّت مردم جهان بنگرد و بگويد خدا اين طور خواسته ، بدون شكّ بر خلاف صريح قرآن و عقل و منطق و حكمت و برهان نظر داده و به حضرت حق تهمت زده و قضاوتى شيطانى و نابجا از خود بروز داده است .
وسعت و تنگى رزق مسئلهء ديگرى است و حكومت جبّاران و طاغيان و بهرهء آزاد آنان از سفرهء طبيعت ، مسئلهء ديگر .
حكومت سلطه گران و ستم پيشگان و اسراف كارى آنان در امور مادّى ، دردى است كه بايد با هجوم محرومان جهان بر آنان ، علاج شود .
اين سگان هار و گرگان دهان باز ، بايد از سر اين سفره كنار زده شوند و جهان و جهانيان از شرّ آنان راحت شوند ، تا آنان كه در محروميّت جان مىسپارند به حقوق حقّهء خود برسند .
وسعت رزق از جانب حقّ براى هر كس از طريق عنايت و لطف و فضل مقرّر گردد و از حلال خالص معيّن مىشود ، آن هم نه براى اين كه دارندهء وسعت به مال اندوزى و جمع آورى و تكاثر بپردازد .
تنگى رزق نه به معناى محروميّت كسى است كه دچار محدوديّت است و بر اوست كه براى علاج تنگى روزى دست پيش ديگران دراز كند و شخصيّت عالى انسانى خويش را با مالى كه دست ديگران است معامله نمايد ، بلكه وسعت و كاستى بر اساس مصلحت جهانيان است و براى هر دو طرف جنبهء امتحان و آزمايش دارد و اگر اين گونه نباشد چرخ حيات و كارگاه زندگى آن طورى كه بايد ،
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 210
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢١٠