بسى گفتند و گويند از صفاتش * ولى عاجز همه از كُنه ذاتش
نبى گفته صفاتش هم ندانند * كه در اين راه جمله جاهلانند
كسى كه ظن برد گرديده و اصل * يقين او را نباشد هيچ حاصل
كمال معرفت شد ما عَرَفْناك * ز آن گفته رسولش ما عَبَدْناك
هزاران قرن اگر صد علم خوانند * صفاتش را نفهمند و ندانند
( عارف شبسترى )
خداشناسى در كلام امام موسى بن جعفر عليه السلام
در پايان شرح جملهء « وَعَجَزَتْ عَنْ نَعْتِهِ أوْهامُ الواصِفينَ » لازم است به حديثى ناب و پرقيمت از كتاب با عظمت « توحيد » اشاره شود :
محمّد بن أبى عُمَير كه از محدّثان بزرگ و راويان بنام است مىگويد :
بر حضرت موسى بن جعفر عليه السلام وارد شدم و عرضه داشتم : مرا توحيد بياموز ، آن حضرت فرمود :
اى ابا احمد ، در مسألهء توحيد از آنچه كه ذات مقدّس خود او در قرآن مجيد بيان فرموده ، تجاوز مكن كه باعث هلاكتت خواهد شد . بدان كه : حضرت او واحد و احد و صمد است ، نزاد تا ارث بگذارد و زاده نشد تا شريكش شوند ، مصاحب و فرزند و شريك نگرفت ، زندهاى است كه نمىميرد ، قدرتمندى است كه عاجز نمىشود ، قاهرى است كه مغلوب نمىگردد ، بردبارى است كه عجله نمىكند ، دائمى است كه پايان ندارد ، برقرارى است كه فنا در او نمىآيد ، ثابتى است كه زوال ندارد ، بى نيازى است كه نيازمند نمىگردد ، عزيزى است كه ذلّت ندارد ، آگاهى است كه براى او جهل نيست ، عادلى است كه ظلم و جور ندارد ، جوادى است كه از بخل پاك است ؛ اوست آن وجودى كه عقول ، قدرت دركش را ندارند و اوهام از رسيدن به حضرتش عاجزند و جوانب هستى از فهم ذاتش زبونند ، مكانى او را در خود جاى نمىدهد ، ديدهها او را نمىبيند ولى او تماشاگر ديدههاست كه لطيف و آگاه است ؛