تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
نگريسته‌ايم ، آيا او اوّل همه و آخر همه است ؟ و امثال اينها . . . اينها و مانند اينها كه در قرآن مطرح است ، پرسش‌هايى است كه پاسخ آنها را ، مطالعهء در طبيعت نمىدهد ، پس يا بايد بگوييم : بشر راهى به درك و معرفت اين گونه مسائل ندارد و صرفاً بايد در برابر اينها كوركورانه معتقد باشد و يا اگر راهى هست آن راه ، غير راه دقّت و مطالعه در طبيعت است . قرآن اينها را به عنوان يك سلسله درس‌ها القا كرده و از طرف ديگر به تدبّر و تفكّر در آيات قرآنى امر كرده است و از طرفى هم مطالعهء طبيعت براى حلّ اين معمّاها كافى نيست ، پس ناچار راهى ديگر براى فهم اين سلسله مسائل هست كه مورد تأييد قرآن است » . « 1 »

خداشناسى از راه عقل و فلسفه

آن راه كه به طور قطع مورد تأييد قرآن است و حتّى پيمودن آن راه را امر فرموده ، راه عقل يا راه استدلال و فلسفه است كه كامل‌تر از راه قلبى و علمى است و به عبارت ديگر : جامع‌تر از راه فطرى و مطالعه در آثار طبيعت است . مفهوم بيان حضرت سجّاد عليه السلام اين است كه : وصف كنندگان هر چند با تمام وجود براى شناخت حقايق ماوراى مرز ، هر سه راه قلبى و علمى و عقلى را بپيمايند و در اين زمينه به رشد و كمال مطلوب برسند و به چشيدن لذّت آن توحيدى كه قرآن خواسته نايل آيند ، باز چون دل و عقل و قلب آنان و آنچه كسب كرده‌اند محدود است ، از وصف آن وجود مقدّس كه ازلى و ابدى و دائمى و سرمدى و ظاهر و باطن و عليم و سميع و خبير و بصير و . . . است عاجزند ! ! آرى ، بسيارى از بزرگان دين و انديشمندان ژرف بين و حقيقت جويان بىنظير با
هامش
( 1 ) - اصول فلسفه و روش رئاليسم : 5 / 25 - 27 ، با كمى تلخيص .