اينچنين نبود عقلها به كار نمىافتاد و قفسهء كتابخانههاى جهان از قديمىترين دوران تا به امروز ، از اين همه كتاب حكمت و فلسفه و عرفان والهيّات پر نمىشد .
ما وقتى به وصف بسيار پر ارزش وصف كنندگان مراجعه مىكنيم و به معارف پرقيمتى كه درهزاران كتاب عارفانه و عاشقانه ثبت است نظر مىاندازيم و ما حصل اين همه تعريف و توصيف را با قرآن مجيد مىسنجيم و به اين حقيقت و واقعيّتى كه حضرت سجّاد عليه السلام اشاره فرموده ، واقف مىشويم .
« عَجَزَتْ عَنْ نَعْتِهِ أوْهامُ الْواصِفينَ »
گمان و خيال بسيار پرقدرت عالمان ، حكيمان ، عارفان ، عاشقان ، زنده دلان ، بيداران و همانان كه سينهء پاكشان تجلّىگاه محبّت و دانش توست ، از وصف عاجز است كه موجود ضعيف و محدود و ناتوان و مسكين و فقير و نيازمند چگونه از عهدهء وصف ذات بى نهايت در بىنهايت برآيد !
آرى ، آن وصفى كه جامع و مانع است همان است كه از پيشگاه ربوبى خودت نسبت به خودت ، رسيده است .
اگر كسى بخواهد او را بشناسد و در مقام توصيف و تعريف او برآيد و به اندازهء ظرفيّت اين دنيا نسبت به جناب او عارف گردد ، بايد به آيات قرآن حكيم و دعاهاى وارده از ائمّهء معصومين عليهم السلام مراجعه كند و سالها با بال انديشه و عشق در فضاى ملكوتى آن حقايق به پرواز آيد و تن و جان به مدار رياضتها ببرد و از تمام محرّمات ظاهريّه و باطنيّه بپرهيزد و به حقايق اصوليّه و فروعيّه آراسته گردد ، تا شاهد مقصود را آن هم در حدّ قدرت و ظرفيّت خود در آغوش بگيرد !
خداشناسى از راه طبيعت
اين نكتهء بسيار مهم را بايد توجّه كرد كه عجز واصفان از وصف حضرتش به هيچ