تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
ظهورى است كه من براى تو كنم ؛ اگر كوه با آن عظمت و استحكامش ، توانست به حال خود بماند تو نيز مىتوانى تجلّى پروردگارت را تحمّل كنى . بنابراين جملهء وَلكِنِ انْظُرْ إلَى الْجَبَلِ ، استدلال بر محال بودن تجلّى نيست ، به شهادت اين كه براى كوه تجلّى كرد ، بلكه غرض از آن نشان دادن و فهماندن اين معناست كه موسى قدرت و استطاعت تجلّى را ندارد و اگر تجلّى خدا واقع شود او در جاى خود قرار نمىگيرد ؛ و خواسته است به وى بفهماند اگرتجلّى كنم وجودت به كلّى از بين مىرود ، همان طورى كه ديدى كوه از بين رفت . « 1 » آرى ، ديدهء ديده‌داران ، درعين ظهورت تاب ديدنت را ندارد كه اين جا جاى ديدن با چشم سر نيست و گمان و خيال بيداران با همهء قوّت و قدرتى كه دارد از بيان اوصافت عاجز است ! وصف هر چيزى در گرو تصوّر حقيقت ومفهوم واقعى آن چيز است ، در صورت عدم تصوّر حقيقت شيئى ، فقط مىتوان از طريق آثار و جلوات آن حقيقت ، به آن حقيقت اشاره كرد . مسئلهء بيان اوصاف و اسماى حقّ براى مهمانان عالم خاك ، مسأله‌اى بس مشكل و حقيقتى بس پيچيده است . ما اگر بخواهيم جناب حقّ را وصف كنيم بايد بگوييم : به وصفت بر مىخيزم آن چنان كه خود به وصف خود دست زدى . و تازه اين وصف هم گويى همراه با گدايى از حقايقى است كه از خود او گرفته شده و حقيقت ذاتىِ آن حقايق ، برما معلوم نيست ، بايد به همان اوصافى كه به آنها خودش را وصف كرده وصفش كنيم ، تا از مرحلهء دنيا بگذريم و درآخرت به شرف تجلّى آن مفاهيم در قلوبمان مشرّف شويم . و تازه هر كس به همين اندازه هم با او آشنا شود سرمايهء عظيمى كسب كرده و به حقايقى بس گران دست يافته و به كنار چشمهء حقيقت رسيده و به اندازهء تشنگى خويش از آن ماء عَذْب ، سيراب شده است و اگر
هامش
( 1 ) - ترجمه تفسير الميزان : 8 / 333 ، برگرفته شده و تلخيص شده از مطالب كتاب مذكور مىباشد .