ستايش حق جارى خواهد بود .
امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
استرى از پدرم حضرت باقر عليه السلام گم شد فرمود : اگر خداوند وسيلهء برگشت آن را برايم فراهم كند او را به محامد و ستايشهايى بستايم كه موجب رضايت او شود . چون استر با زين و برگش پيدا شد و حضرت بر آن آرام گرفت لباسش را پيچيد و به جانب حضرت حق سر برداشت و گفت : الحمد للّه و چيزى به آن نيفزود ، آنگاه فرمود : هيچ ستايشى نيست مگر اين كه در آنچه گفتم هست . « 1 » اين جمله را جناب حق جهت ستايش آوردن بندگان به پيشگاهش به بندگان تعليم داده تا در حد خود از عهدهء حمد حضرتش با توجه به مفهوم جمله و اين كه همه موجوديت خود را بدرقه معناى آن كنند برآيند و اگر اين تعليم در كار نبود تمام زبانها از ستايش او لال بود !
فيض آن شوريدهء مست و آن باده نوش جام الست مىگويد :
شدم آگه ز راه ، الحمدللّه * كه عشقم شد پناه ، الحمدللّه
رهى كارد مرا تا درگه او * به من بنمود إله ، الحمدللّه
سحاب رحمتش بر من بباريد * ز دل شستم گناه ، الحمدللّه
به يكدم كهرباى عشق بربود * دل و جان را چوكاه ، الحمدللّه
رسن آمد به بالا ، يوسف جان * برون آمد ز چاه ، الحمدللّه
( فيض كاشانى )
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 46 / 290 ، باب 6 ، حديث 15 ؛ كشف الغمة : 2 / 118 .