بايد از تصميم كسى كه خداوند برايش خير و خوبى مقدّر كرده است ، برخوردار باشد ، او در سرزمينى حضور دارد كه ساكنان آن به آذوقه و موادّ غذايى نيازمند نيستند ، زيرا اگر كسى توجّه كند ، آن سرزمين در دنيا ، بهشت عدن است ، محل سرگرمى و تفريح براى افراد غريب و دور از وطن و تماشا گاهى براى هر انسان دل خسته مىباشد و كسانى كه در آنجا سكونت دارند ، پيوسته در فصل بهارند و بهترين همراه براى آنهاست . كافيست درباره آن گفته شود كه اين سرزمين خال زيبايى طبيعت الهى در زمين است ، . . . بازرگانان ساكن يمن و هندوچين و سندو ديگران كه به اين دستور ما آگاهى يافتند ، بايد ، مهياى حركت بدين سامان و وارد شدن به آنجا باشند تا عمل را ازگفتار بالاتر بيابند و احسان و نيكى و وفاء به اين پيمانها را بيشتر احساس كنند و درسرزمين پاكيزه و درسلامت جان و مال و سعادت رسيدن به آرزوها ، به سر ببرند ، و هر چه دوست داشته باشند نزدماست . . . . » « 1 » به نظر مىرسد كه شكوفايى بازرگانى خليج سوئز در شمال به متروك شدن راه عيذاب درجنوب ، منجر گرديد و از همين جا بود كه عيذاب به تدريج از بين رفت تا اينكه سلطان بر سباى در سال 1421 ميلادى آن را تخريب كرد . « 2 » با اين كه سلطان برسباى ، بندر عيذاب را از بين برد ، امّا در همان وقت به اهميّت بندرجدّه كه در مقابل عيذاب قرار داشت پى برد و به دور كردن نفوذ اشراف مكّه از اين بندر پرداخت و آنجا را بطور مستقيم زير نظر خود قرار داد و بدين ترتيب جدّه ، شهرى از شهرهاى مصر به حساب آمد و حاكم آنجا از ناحيهء سلاطين مماليك تعيين مىگرديد از نيروهاى مملوكى كه از اين بندر در برابرحملات اشراف دفاع مىكردند ، پشتيبانى مىشد . « 3 »
تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 72
مساهمون: احمد مختار العبادى
ص٧٢
هامش
( 1 ) - به ( قلقشندى ، صبح الاعشى ، ج 13 ، ص 340 - 342 و سعيد عاشور ، السويس منذالفتح العربى الى بداية العصر الحديث ، ص 82 ) مراجعه كنيد .
( 2 ) - مصطفى مسعد ، همان مدرك ، ص 143 ، حاشيه 3 .
( 3 ) - احمد عبدالحميد خفاجى ، موقف مصر من حجاز فى عصر المماليك الجراكسه ، ص 90 ( رسالة لم تنشر ) .