زيرا حاجب بزرگوار اسيرانى را آورد كه آنان رابه ريسمان بسته بود اشترانى كوه پيكر و همراه سربازانى چون كوه باديدن آنها پس از تكبير گفتم ، جنگ و جهاد بايد اين گونه باشد ، چه زيباست لؤلؤى كه دشمنان را شكار كند و لؤلؤهاى ديگر خود شكار مىشوند ! » « 1 » اين مداخلهءنظامى صليبى در دريايى سرخ ، سبب آگاهى و توجّه سلاطين ايّوبى و مماليك نسبت به بندر عيذاب گرديد ، توجّه و اهتمام آنها به ويژه پس از افزايش اهميّت بازرگانى آن بندر ، بيشتر شد . همچنين در اين زمينه قابل ملاحظه است كه نزديك شدن صليبىها به جنوب شام و صحراى سينا وتخريب شهر فرما در سال 1150 ميلادى توسّط آنها ، بازرگانان و حاجيان مسلمان را واداشت تا از راه قلزم - ايله جهت رسيدن به جزيرة العرب عبور نكرده و از آن اجتناب كنند . اين كار از قرن پنجم هجرى ( 11 م ) به ازبين رفتن موقعيّت خليج و شهر قلزم « 2 » ( سوئز ) انجاميد ، بعد از اينكه آن شهر در قرون اوّليّه اسلام ، بندر كشتيرانى به سوى حجاز و هند بود ، « 3 » به همين دليل بازرگانان و حجّاج براى رفتن به عيذاب ، راه مصر عليا و صحراى شرقى را انتخاب كردند و دراواخر ، از طريق درياى سرخ به جدّه و حجاز مىرفتند . در نتيجهء اين وضع ، طولى نكشيد كه بندر عيذاب توقّفگاه بازرگانان هند ، يمن و حبشه گرديد ، آنها از راه دريا به سوى آن مىآمدند و سپس رهسپار صحراى شرقى كه به نام همين بندر خوانده مىشد - صحراى عيذاب - شده و به شهر قوص در كرانهء شرقى رود نيلرو مىآوردند و از آنجا از سمت شمال در رود نيل ، متوجه قاهره مىشدند . « 4 » همچنين بندر « قصير » در شمال عيذاب ، به سبب نزديكى آن به شهر قوص كه پايتخت
تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 70
مساهمون: احمد مختار العبادى
ص٧٠
هامش
( 1 ) - ابو شامه ، كتاب الروضتين ، ج 2 ، ص 36 .
( 2 ) - شهر قلزم در قرن پنجم هجرى تخريب شد و بازرگانان دركنار آن پايگاه جديدى براى خود به نام سوئز بناكردند و بدين ترتيب نام قلزم جاى خود را به سوئز داد . امروزه تپه مرتفعى كه همچنان درمجاورت سوئز - قرار دارد به قلعه قلزم معروف است ( ابومحاسن ، النجوم الزاهرة ، ج 8 ، ص 151 ) .
( 3 ) - ابن خردادبه ، المسالك و الممالك ، ص 152 - 154 .
( 4 ) - قلقشندى صبح الاعشى ، ج 3 ، ص 464 - 468 و مقريزى : الخطط ، ج 1 ، ص 202 و صبحى ينى لبيب ، تاريخ تجارة الاسكندرية فى قرن الرابع عشر الميلادى ( رسالة لم تنشر ) ، ص 91 .