گفتگوهايى كه بر سر پرداخت فديهء شاه جانوس با برسباى داشتند ، مطمئن شدند كه ترس و و حشت ايشان بى جهت نبوده است برسباى بطور رسمى گفت كه لازم است به رودس نيرو فرستاده شود ، به همين دليل رودسيها خود را براى حملهء آينده مملو كيان آماده مى كردند ، دژها را تعمير كردند و باروها و برجهايى براى دفاع از جزيره پديد آوردند . و جاسوسانى چند نيز براى بررسى اوضاع مصرو شام و بررسى اهداف سلطان و آمادگى نظامى اواعزام كردند ولى حمله مسلمانان به جزيرهء رودس در زمان برسباى صورت نگرفت ، زيرا او درگير آشوبهاى داخلى و نيز جنگ ، با شاهرخ فرزند تيمور لنگ از تيره مغول گرديد ، از همين رو تلاش براى حمله به رودس ، در زمان جانشين او سلطان سيف الدّين چقماق ( 842 - 857 هجرى : 1438 - 1453 ميلادى ) انجام شد . او تصميم گرفت ، سياست گذشتگان خود را درباره اشغال رودس دنبال كند . او يك راهزن دريايى را بهانه قرار داد و به رودس اعلام جنگ كرد چنان كه برسباى با قبرس چنين كرده بود . « 1 » چقماق به پيروى از فرمانرواى قبلى سه بار به رودس حمله كرد : حملهء اوّل - سال 1449 ميلادى : چقماق در آن حمله از پانزده كشتى جنگى و دويست غلام و چند صد نيروى داوطلب استفاده كرد ، مجموع نيروهاى او حدود هزار نفر بودند . اين كاروان از دمياط به راه افتاد و به پايگاه مملوكى در قبرس رفت تا تداركات خود را تأمين كند ، سپس به ساحل آسياى صغير و ازآنجا به رودس رفت . مسلمانان در اينجا متوجّه شدند كه شواليهها بطور كامل براى اين حمله آماده اند ، مسلمانان در حملات دريايى و زمينى با شكست روبرو شدند و شبانه عقب نشينى كرده و به مصر بازگشتند . حمله دوّم - سال 1443 ميلادى : چقماق به خاطر شكست خود در حمله اوّل ، تسليم نشد ، و حمله اى بزرگتر را تدارك ديد ، فرماندهء عمليات در اين حمله اينال علايى بود كه بعدها سلطان مصر شد . كاروان نظامى در ماه اوت از دمياط به راه افتاد و به سوى بيروت و طرابلس رفت و در آنجا نيروهاى شام نيز بدان پيوستند ، سپس مانند گذشته به ليما سول در
تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 141
مساهمون: احمد مختار العبادى
ص١٤١
هامش
( 1 ) - محمّد مصطفى زياده ، المحاولات الحربيه للاستيلاء على جزيرة رودس ، ترجمهء به عربى ، جمال شيال ومنصور ( مجلهء الجيش ، 1946 ميلادى ) .