تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩

آمدند ولى با بارانى از تير روبرو شدند و دانستند كه در برابر خطر صليبى قرار دارند ، در اين هنگام آمادگى رزمى آغاز شد ، به سرعت دروازه ها را بستند و دژها را پر از رزمنده ساختند و از عربهاى بحيرة خواستند كه به كمك آنها بشتابند و از شهر دفاع كنند ، صليبيها كوشيدند دروازه هاى شهر در اين نقطه را بشكنند ولى نتوانستند ، سپس برخى از نيروهاى آنان رو به آبراه خليج ( محموديه كنونى ) نهادند كه آبهاى نيل از آن راه به شهر مىرسيد و در بندر شرقى نزديك دروازهء ديوان مى ريخت كه از آنجا از طريق يك روزنه به دورن سور شهر راه مىيافت ، برخى از صليبيها با استفاده از اين روزنه ، به دورن شهر راه يافتند و از راه نردبان داخل باروى شهر به بالاى آن رفتند و دروازه ديوان را به آتش كشيدند تا همرزمانشان از آن راه به درون شهر بيايند . اين در حالى بود كه مدافعان شهر اسكندريه در بخش ديگرى از شهر سرگرم دفاع در برابر مهاجمان غربى بودند ، اين مدافعان نمى توانستند به سرعت خود را به بخش شرقى برسانند ، زيرا در راه آنان چندين برج بود ، زمام كار از كف آنان در رفت و بى نظمى و نگرانى در صفوف آنان راه يافت ، مردم ديوانه وار از شهر مى گريختند و در همين حال صليبى ها وحشيانه بر سر آنان مى ريختند و ميان مسلمان و مسيحى ويهودى فرق نمىگذاشتند . و شمار بسيارى از مردان و زنان شهر را اسير كردند و در شهر به فساد و خرابكارى پرداختند و يك هفته تمام به غارت خود ادامه دادند ، نويرى كه خود شاهد عينى حادثه بوده صحنه زنده اى از اين ويرانگرى را براى ما مجسم مى سازد و مىگويد : فرنگيها همهء انبار هاى پشم و بازار و مغازه هاى چسبيده به قيساريه ( قيصريهء عحجم ) و مغازه هاى خيابان مرجانى ها و برخى مسافرخانه هايش را چون مسافرخانه طيبيه و چو كندار ، « 1 » و مسافرخانه دمامينى در سوق الجوادى و تجارتخانهء كتان در برابر مسجد جيوشى نزديك بازار عطاران همهء را آتش زدند ، آنان سپس مسافرخانه كتلانيان و ژنوى هاو مارسليها را به آتش كشيدند . و از آن پس مغازه هاى پيه فروشان و كاسه گران را ويران كردند و تمام ظروف آنها نابود ساختند ، اين ظرفها مدّتها در خيابانها پخش بود و روغن زيتون و عسل و روغن حيوانى و غيره از آنها روان بود ، آنان مغازه هاى زرگران را نيز شكستند و

هامش
( 1 ) - چوگاندار ، كسى است كه هنگام توپ بازى سلطان ، چوگان را در دست دارد كه عبارت است از عصايى كه‌طول آن چهار ذراع و داراى سرى خميده كه بيش از نيم ذراع مى باشد .