1369 م ) باشد كه در قصر پدرش هيوى چهارم در دامان انديشهها و سنتهاى صليبى به دنيا آمد و رشد كرد . به هيمن دليل پطرس اوّل ، به اصطلاح قرون وسطى به تمام معنا شوواليه بود . او جنگجو و سوار كار ، دين دار و صوفى مسلك بود و از سوى ديگر وارث تاج و تخت خيالى بيت المقدس بود كه وجود خارجى نداشت ، اين امور او را بر آن مى داشت كه با شور هر چه تمام تر فعّاليّتهاى صليبى را دنبال كند . اين پادشاه شهر اسكندريه را به عنوان هدف اصلى تجاوز خود در نظر گرفت ، زيرا اين بندر ، يك بندر بازرگانى بين المللى بود كه بسيارى از خطوط بازرگانى شرقى به آنجا منتهى مى شد تا خطوط بازرگانى غربى از آنجا آغاز شود . « 1 » مالياتى كه از ترانزيت كالا در اين بندر وصول مى شد ، درآمد خوبى براى سلطان بود كه در امر جنگهاى صليبى به او بسيار كمك مى كرد . سقوط اسكندريه به دست صليبيها چه بسا يك مركز مهمّ اقتصادى و از آن گذشته يك پايگاه استراتژيك را در اختيار آنان مى نهاد كه مى توانستند از آن به عنوان جا پايى براى محاصرهء دريايى مصر و تحريم اقتصادى مورد نظرشان ، استفاده كنند . بى گمان اين پادشاه جاسوسهايى داشت كه اوضاع شهر و دژها و نقاط ضعف و قوّت آن را در اختيار او مى نهادند و راه را براى حمله او باز مى كردند ، مورّخ معاصر ، محمّد بن قاسم نويرى ، نمونه هايى از فعّاليّتهاى اين جاسوسها ر ا نشان مىدهد كه مصريها پيش از جنگ اسكندريه آنها را كشف كرده بودند . به عنوان نمونه شخصى را در درون خندق بازار اسكندريه كه مشغول اندازه گيرى ابعاد آن بود دستگير كردند و با وجود اينكه او را زندانى كرده و شكنجه دادند هيچگونه اطلاعاتى از خود بروز نداد . حتى زير انگشتانش شمع روشن كردند ولى بى فايده بود . يك فرنگى ديگر را بالاى ديوار اسكندريه نزديك مركز صنعتى كشتى سازى دستگير كردند كه با يك ريسمان مشغول اندازه گيرى بلندى و ارتفاع ديوار بود ، همين كه او را دستگير كردند ، اظهار اسلام نمود ، در نتيجه او را رها كردند ، نويرى از اين اقدامات انتقاد مىكند و
تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 116
مساهمون: احمد مختار العبادى
ص١١٦
هامش
( 1 ) - مهمترين واردات اسكندريه از غرب ، آهن ، چوب ، برده و عنبر بود ، و شرق نيز كالاهاى مهمى به اسكندريهمى فرستاد ، چون ادويه ، عطر ، و سنگهاى گرانبها .