تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠

برده‌اند و او ناگزير شد به درخواست پادشاه عكا براى صلح در سال 1271 ميلادى پاسخ مثبت دهد . « 1 » جالب اينكه به هنگام گفتگوهاى صلح ميان نمايندگان بيبرس و بوهمند ششم ، بيبرس خود را در ميان هيئت نمايندگى كشورش جازده بود و به طور ناشناس ، درلباس يك خدمتگزار درجمع آنها حضور داشت وتوانست آزادانه ميان دژهاى طرابلس بگردد ونقاط قوت و ضعف آن را براى فتح آن درآينده بررسى كند . اين بىباكى ، بيبرس را وادار كرد كه به يك كار شجاعانه ديگر دست بزند و در سال 1270 ميلادى ، به جزيرهء قبرس حمله كند ، فرمانرواى اين جزيرهء « هيو سوّم لوزنيان » بودكه همواره باطمع‌هاى صليبى ودشمنى سخت بادولت مماليك درشام ، شهرت داشت . فريبكارى اين شاه تا آنجا بودكه فرستادگان بيبرس را درراه سفر به سوى سلاطين سلجوقى روم درآسياى صغير كه از راه قبرس عازم بودند ، دستگير كرد ، بااينكه از قبل به آنها امان داده بود ، بيبرس از اين بىباكى ونيرنگ ، خشمگين شد و تصميم گرفت به جزيره حمله كند ، و در سال 1270 ميلادى ( 669 ه ) ، كه براى سفر به عكا ، كشورش را ترك كرده بود ، از فرصت استفاده كرد وناوگانى به استعداد رزمى هفده فروند كشتى جنگى را به فرماندهى رئيس جمال‌الدّين مكىبن حسون ، براى حمله به قبرس اعزام كرد ، از سخنان تاريخ نويسان مىتوان فهميد كه اين فرمانده به نيرنگى متوسل شد ودشمن را غافلگير كرد . او سطح كشتيهايش را باقير سياه كرد و چنان كه رسم صليبيها بود برپرچمهاى آنها صليب آويخت . برخى از مجاهدان به او اعتراض كردند ولى بعد از آنكه وى آنها را قانع ساخت‌كه جنگ عبارت است از تاكتيك وخدعه و براى مصلحت مسلمانان كشتىهاى خودرا ، بايد به عنوان مسيحيان نشان دهند ناگزير شدند فرمان او راگردن نهند . هنگامى كه مسلمانان به بندر ليماسول دركرانه جنوبى جزيره نزديك شدند باد سختى وزيد وآنهارا به صخره‌هاى بندر كوبيد و يازده فروند از كشتيهاى جنگى آنان منهدم شد ، قبرسيها از داد و فرياد آنها متوجه شدند كه اينها مسلمان هستند ، همه آنها راكه 1800 تن بودند

هامش
( 1 ) - امير ادوارد ، همان ادوارد اوّل پادشاه آيندهء انگليس بود و او در مدت زندگى خود در شام ، كوشيد با خان مغول درايران يعنى « ابغا » فرزند هلاكو به توافق برسد و او را وادار به حمله به شام و مصر نمايد ، ولى اين طرح عملى نشد ، زيرا ابغا در گير جنگهاى مغول در تركستان شد ، و خود ادوارد نيز به وسيله يكى از حشيشيان با ضربه خنجر ترور شد ، ولى ضربت كشنده نبود و او ناگزير پس از صلاح با بيبرس به انگليس باز گشت .