و از تعقيب آنها منصرف گشت ، دراين زمينه شاعرى بنام يحيى بن فضل باچكامهء زيركه براى متوكّل سروده ، او رابه باد تمسخر گرفته است :
أَتَرْضى بِأَنْ تُوطَأَحَريمُكَ عَنْوَةً * وَأَنْ يَسْتَباحَ الْمُسْلِمُوَنَ وَيَحْرَبُوا
حِمارٌ أَتى دِمْياطَ وَالرُّومُ وَثَّبٌ * بَنيسَ مِنْهُ رَأَى عَيْنٍ وَأَقْرَبُ
يُقيمُونَ بِالْأُشْتُومِ يَبْغُونَ مِثْلَ ما * أَصابُوهُ مِنْ دِمْياطَ وَالْحَرْبُ تَرْتَبُ
فَلا تَنْسا أنَّابِدارٍ مُضيعَةٍ * بِمِصْرَوَ أَنَّ الدّينَ قَدْ كادَ يَذْهَبُ « 1 »
پس از آن متوكّل عبّاسى در سال 239 هجرى به بناى قلعهء دمياط وقلعهء تنيس در دريا و قلعهء فرما ، « 2 » دستور داد و از آن هنگام به بعد در مصر به ايجاد ناوگان پرداخت و براى جنگاوران دريا مستمرى قرار داد . « 3 » هنوز نزديك به 9 سال از اين نبرد بيشتر نگذشته بودكه بيزانسها دوباره در سال 247 هجرى به شهر دمياط هجوم بردند وباتعداد بيش از « 200 » كشتى برآن شبيخون زدند و به تاراج سواحل پرداختند . « 4 » در اين هنگام بودكه متوكّل عبّاسى دستور داد ، كشتيهاى پر از نيروهاى رزمى در
هامش
( 1 ) - الكندى ، ص 201 ومقريزى ، الخطط ، ج 1 ، ص 377 . آيا راضى هستى كه به حريم تو ، تجاوز كنند ؟ و حرمت مسلمانان را زير پابگذارند و بر آنان بتازند ؟ خرى به دمياط آمد در حالى كه روميان در تنيس جاخوش كرده بودند و در ديد او بلكه نزديكتر از آن بودند . در اشتوم مسكن گزيده بودندو مىخواستند همان بلايى را برسر اين شهر بياورند كه بر سر دمياط آورده بودند ، آخر جنگها شبيه هم هستند فراموش نكن كه ما در سرزمين تباه شدهاى در مصر بسر مىبريم و دين دارد از دست مىرود .
( 2 ) - مقريزى ، الخطط ، ج 1 ، ص 311 و 378 .
( 3 ) - همان مدرك .
( 4 ) - همان مدرك .