سه سال بعد آندرو بازگشت ، در حالى كه جز نامهاى حاكى از تأييد بر سيادت اغول قايميش و فرمانهايى لازمالاجرا براى يك تبعهء حكومت مغول با خود نداشت . مطابق آن فرمان ، يك تبعهء دولت موظف است هر ساله چنان هدايايى را تقديم كند .
لويى از اين پاسخ به وحشت افتاد ، اما همچنان آرزوى همپيمانى با مغولان را در سر مىپروراند . او پس از شكست در مصر همراه باقيماندهء شكستخوردگان به عكا بازگشت و به جاى درگيرى مسلحانه به نزاعهاى سياسى روى آورد و در سال 1252 م با حشيشيها ( اسماعيليه ) همپيمان گرديد . در حالى كه مهمترين هدف لويى دوستى با مغولان ، سرسختترين دشمنان حشيشيها ، بود .
در اوايل سال 1253 م به عكا گزارش رسيد كه يكى از فرماندهان مغول به نام سارتاق پسر باتو به مسيحيت گرويده است . لويى دو تن از كشيشان دومينيكايى يعنى ويليام روبروكى و بارتو لميوى كرمونائى ، را نزد امير مغولى فرستاد تا وى را براى كمك به برادران مسيحى خود در سوريه تشويق كنند . وقتى ويليام روبروكى در روزهاى پايانى سال 1253 م به دربار خان بزرگ رسيد با حكومتى سراپا اختلاف رو به رو شد ؛ كه با حكومتى كه « آندره لانژموئى » ، فرستادهء پيشين لويى ، را پذيرايى كرده بود ، بسيار تفاوت داشت . منگو در اول تموز ( ژوئيه ) سال 1251 م به عنوان خان اعظم مغول انتخاب گرديده بود . پس از بر تخت نشستن وى ، مغولان سياست توسعهطلبانهء خود را از سر گرفتند و شاهزادگان بزرگ به سر كارهايشان بازگشتند . ايران به دست هولاكو - سومين برادر منگو - افتاد و توجه اصلى مغولان به ايران و قوبيلاى در شرق معطوف گرديد . ويليام روبروكى در آگوست 1254 م هنگام بازگشت از مأموريت از تهاجم قريبالوقوع مغولان باخبر بود .
كشور ارامنه در كيليكيا نخستين امارت صليبى بود كه به اهميت توسعهطلبى مغول پى برد ؛ و درصدد برآمد تا ارتش سلجوقى را در سال 1243 م به دست مغولان نابود گرداند . به دنبال آن ملك هيتوم ( پادشاه ارمنستان ) نامهاى به باجو فرستاد و نسبت به وى اظهار دوستى و احترام كرد .
در سال 1247 م هيتوم هيئتى را به رياست برادرش « كند ستبل سمباد » به دربار خان مغول فرستاد . كيوك به وى قول داد كه از ارمنستان پشتيبانى كند و او را براى بازپسگيرى آنچه سلاجقه تصرف كرده بودند يارى دهد .
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 156
مساهمون: عبدالحسين بينش
ص١٥٦