محاصره روز 7 ژوئيه 1909 آغاز گرديد . صليبيها در روز 12 ژوئيه اقدام به حمله كرند ، كه مسلمانان موفق شدند آنان را درهم بكوبند . صليبيها پا پس گذاشتند تا بروند و برج و نردبان و ابزار حصارگيرى آماده سازند . مسيحيان بومى با صليبيها دست دوستى دادند و آنان را به سوى چشمهها و جنگلهاى مجاور راهنمايى كردند . در 10 تموز - ژوئيه - برجهاى چوبى آماده شد و با حمل آنها بر روى عراده در جاى خود قرارشان دادند . برج اول نزديك ديوار شمالى ، دومى نزديك كوه صهيون و سومى كه حجم كمترى داشت براى كار گذاشتن در سوى شمال غربى ديوارها ساخته شد . كار ساختن برجها به سختى و دور از چشم نگهبانان بيتالمقدس و با احتياط كامل انجام گرفت و همين بود كه با ديدن اين قلعهها بر خود لرزيدند . افتخارالدوله بخشهاى ضعيفتر ديوار شهر را تقويت كرد . برجهاى حصارگير پيوسته در معرض سنگباران و پرتاب آتش قرار داشت تا از نزديك شدن آنها به سوى ديوارها جلوگيرى به عمل آيد . تاريخ آغاز حمله شب 13 يا 14 ژوئن تعيين گرديد و تصميم بر اين شد كه حملهء اصلى از كوه صهيون در برابر بخش شرقى باروى شمالى آغاز گردد و همزمان يك تك فريبنده نيز از زاويه شمال غربى بارو انجام پذيرد .
چهل روز گذشت و مدافعان شهر با تمام وجود از آن دفاع كردند ؛ در حالى كه دشمن از برترى مطلق برخوردار بود و دوازده هزار نيروى پياده و 1300 سوار در اختيار داشت .
در روز 14 ژوئيه و شب پيش از آن صليبيها با وجود باران شديد سنگ و آتش مدافعين ، سخت به كار خويش مشغول بودند و سنگهاى سنگينى را كه از بالاى بارو به سويشان افكنده مىشد با منجنيق بازپس مىانداختند . با فرا رسيدن شب 14 ژوئيه مردان ريموند موفق گشتند برج خود را تا كنار باروى شهر پيش ببرند . اما دفاع بسيار سخت بود ؛ و به احتمال زياد فرماندهى اين بخش از بارو را افتخارالدوله خود به عهده داشته است .
ريموند موفق نشد كه روى خود بارو براى خود موضعى دست و پا كند . در صبح روز بعد برج گودفرى از باروى شمالى - نزديك باب الزهور - نزديك شد و گودفرى و برادرش يوستاس بويون ، هدايت برج را از بالا بر عهده داشتند . حدود نيمههاى روز ، شمار بسيارى از مهاجمان موفق شدند خود را به داخل شهر برسانند و صليبيها سيلآسا از طريق باب العمود ، كه به وسيلهء آنهايى كه از ديوار عبور كردند باز شد ، به شهر وارد گرديدند .
روزهاى سرنوشت ساز در جنگهاى صليبى (فارسى) — صفحة 104
مساهمون: عبدالحسين بينش
ص١٠٤