يوحنا پاتريك بيتالمقدس پنداشت كه هنگام نابودى مسلمانان فرا رسيده است و با ارسال نامهاى به نقفور او را تشويق كرد كه هر چه زودتر به بيتالمقدس بيايد . جانشين نقفور ، جون زمسكيس ، آمد تا كار برافراشتن پرچم جنگ صليبى را پىگيرى كند . او در سال 971 م آغاز به پيشروى كرد و خود را به لبنان رساند و برخى مواضع مسلمانان را در فلسطين شامل الجليل ، طبريه و ناصره ويران ساخت .
اين جنگها امپراتورى بيزانس را به يك دولت مسيحى بزرگ در شرق تبديل كرد . به ويژه آنكه دو امپراتور بيزانسى يعنى نقفور و زمسكيس اعلام كردند كه براى عظمت جهان مسيحى و رهاسازى اماكن مقدس و نابودى اسلام مىجنگند . هر بار كه امپراتور به پيروزى مىرسيد خوانندگان فرياد برمىآوردند كه « عظمت از آن خداوندى است كه اعراب را درهم شكست » . مشهور است كه نقفور پيش از حملهء سال 964 م ضمن هشدار به خليفه خود را قهرمان مسيحيت خواند و تهديد كرد به مكّه حمله مىكند و تخت مسيح را در آنجا برپا مىدارد . در نامهاى كه زمسكيس در سال 974 م به پادشاه ارمنستان نوشت چنين آمده است :
« ما هيچ انگيزهاى جز آزادسازى كليساى قيامت از كارهاى زشتى كه مسلمانان مرتكب مىشوند نداريم » .
از اينجا روشن مىشود كه به بحث دربارهء ديگر بهانههاى مطرح شده مثل حمايت از اماكن مقدسه و تأمين امنيت راه اماكن دينى يا افترا و تحريكهايى كه مراكز قدرت قسطنطنيه در جوامع اسلامى اندلس ، مغرب و مشرق به عمل مىآوردند نيازى نيست . مهم اين است كه مسيحيان براى پراكنده ساختن جهان اسلام فرصتى به دست آوردند و ارتشهايشان را رهبرى كردند . و به دنبال آن جنگهاى صليبى آغاز گرديد ؛ كه دامنهاش تا قدس كشيده شد .
2 . قدس غرق در خون
مقاومت و پايدارى قدس در برابر محاصرهء مسلمانان بيش از يك سال طول كشيد كه خود نشان قوّت استحكامات آن است . امويان و پس از آن فاطميها استحكامات شهر را تقويت كرده و بر استقامت ديوارهاى آن افزودند . شيبهاى تند درهء حضرت مريم ( كه صليبيها در دورههاى بعد آن را درهء كيدرون ناميدند ) پشتيبانى از ديوارهاى ضلع شرقى شهر را تأمين