شخص است . اين دو شرط يا دو جزء العلّة ، يكى « تقوا » به مفهوم عميق و وسيع آن است كه از آن به « ملكه عدالت » نيز تعبير مىشود . تحصيل اين شرط موجب طهارت روح ، تلطيف ذهن و صفا و صيقل باطن مىگردد و نورانيتى به عالم دينى مىدهد كه قابليت درك و فهم مفاهيم بلند و قدسى قرآن و روايات را مىيابد و سلامت عقل و صيانت نفس او را - كه در فهم متون قدسى نقش بسزايى دارد - تضمين مىكند . « 1 » ديگرى ، « علم » يا علوم لازم و مؤثر در فهم متون دينى است . اين علم يا علوم ، مجموعه دانشها و آگاهىهاى پيشينى و پسينى است كه ما از آن به « شرايط و قواعد خاص فهم متون دينى » تعبير مىكنيم و تحصيل آنها موجب مىشود تا فرد با شيوهء اجتهاد روشمند و ارجاع فروع به اصول آشنايى لازم را پيدا كند و از ادلهء اجتهادى يعنى كتاب ، سنت ، اجماع و عقل ، درست استفاده كرده و در طريق استنباط احكام به كار گيرد . مهمترين اين شرايط و قواعد ، عبارت است از : 1 - آگاهى از قواعد دستور زبان عرب و علوم ادبى از صرف ، نحو ، لغت ، معانى ، بيان و . . . به مقدارى كه او را بر فهم قرآن و روايات توانا كند . 2 - انس و آشنايى با محاورات عُرفى و شيوهء بيانى متعارف ميان مردم . 3 - آگاهى لازم از علوم عقلى و استدلالى به ويژه منطق و كلام ، تا شيوه استدلال و نحوه رسيدن به نتايج از راه مقدمات و نتايجى كه اين مقدمات به آن منتهى مىشود را بداند و آن را در اثبات احكام به ويژه آنجا كه در قلمرو حكم عقل است به كار گيرد .
انديشه هاى اسلامى در بستر تاريخ (فارسى) — صفحة 43
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٤٣
هامش
( 1 ) - ممكن است كسى بگويد كه گرچه كسب ملكه تقوا و عدالت به عنوان يك صفت ارزشمند و والاى اخلاقى - اسلامى بسيار پسنديده و مطلوب است ولى در فهم متون دينى تأثيرى ندارد ؛ زيرا بررسىها نشان مىدهد كسانى بوده وهستند كه از تقوا و ديانت بهرهء چندانى نداشته و ندارند ولى به نظر مىرسد كه از آن اجتهاد مد نظر برخوردارند و در مسائل دينى به اظهار نظر مىپردازند .
پاسخ اين است كه گرچه ميان كسب علم و تقوا تلازم و ارتباط ظاهرى و محسوسى وجود ندارد ، ولى اولًا عالم و مجتهد بى تقوا فاقد صلاحيت لازم براى اظهار نظر در مسائل دينى است ؛ ثانياً به گواهى آيات و روايات فراوان ، علم و عمل دو بال پرواز به سوى قرب الهى و نيل به تعالى و كمالات معنوى است . ثالثاً تجربه و تاريخ گواهى مىدهد عالمان و انديشمندان دينى كه فاقد ملكه تقوا بودهاند علوم در دست آنها همچون تيغى در دست زنگى مست بوده و از آن سوء استفاده كرده و سرانجام به بىراهه رفتهاند .