راه هرگونه قرائت بىضابطه و تفسير بدون حساب و كتاب از دين را به روى همگان باز كنيم و همان بلايى كه سر دين مسيح درآوردند سر اسلام هم دربياوريم . چنانكه تئورى « قبض و بسط تئوريك شريعت » در همين رابطه طرح و ارائه گرديد . چرا كه استعداد پايانناپذير و انعطافپذيرى متون دينى از يكسو و دستور اكيد پيشوايان دينى مبنى بر اجتهاد و استخراج احكام و قوانين مورد نياز هر زمان از سوى ديگر ، پاسخ روشنى به اين گونه نيازهاى متغير و روزمرهء هر زمان است . « 1 » بنابراين ، اسلام نه تنها با نوگرايى و تجدد ( : مدرنيسم ) به معناى واقعى كلمه مخالف نيست بلكه خود منادى و مروج آن است . براى همين در اسلام پيوسته به رشد ، ترقى ، نوآورى در همه ابعاد به ويژه در بعد فكرى و فرهنگى دعوت شده و از جمود ، ايستايى و حركت قهقرايى به شدت نهى گرديده است .
هامش
( 1 ) - براى آگاهى بيشتر ر . ك . اسلام و مقتضيات زمان ، شهيد مطهرى ، انتشارات صدرا .