4 - آگاهى به مسائل مهم علم اصول به مقدارى كه در استنباط احكام فقهى تأثير دارند .
5 - شناخت كامل روايات : روايات اسلامى ( : مجموعه سخنان پيامبر و ائمه معصوم ( ع ) ) ، علاوه بر اين كه خود به عنوان « سنت » ، يكى از سه منبع كشف و استخراج احكام مطرح هستند ، كليد فهم قرآن به ويژه آيات متشابه آن نيز به شمار مىآيند . از اين رو ، شناخت كامل روايات لازم است . شناخت روايات هم مبتنى بر روشن شدن سند روايات و دلالت آنها است .
بر اين اساس ، آشنايى با علوم مقدماتى فهم روايات يعنى علم رجال ، درايه و حديث و نيز شناخت انواع حديث از قبيل متواتر ، صحيح ، حسن و . . . لازم است ؛ و نيز دانستن قواعدى كه تحت عنوان « تعادل و تراجيح » مطرح بوده و براى شناخت احاديث صحيح از ناصحيح به كار مىرود ، ضرورت دارد .
6 - آشنايى لازم با علوم قرآنى و تفسير براى دستهبندى آيات و آگاهى از ساختار زبانى متون وحيانى و نيز شأن نزول آيات .
7 - آگاهى اجمالى از علوم ديگرى كه در فهم بهتر متون دينى نقش دارند . خودش اين علوم را فراگيرد يا اينكه از اهل فن پرسش نموده و اطلاعات مورد نياز را به دست آورد .
8 - دخالت دادن عنصر زمان و مكان در فهم متون و صدور فتوا .
9 - داشتن ممارست و تمرين مستمر در فروع فقهى و تطبيق آنها با اصول ، تا از اين طريق ملكهء استنباط براى او حاصل شود .
10 - آشنايى با نظريات علماى بزرگ اهل سنت كه در گذشته و بهويژه در زمان ائمه ( ع ) رايج بوده است .
نتايج بحث
از آنچه گفته شد نتايج زير به دست آمد :
1 - اجتهاد قانونگذارى نيست ، بلكه استنباط و استخراج احكام و قوانين دينى است ؛ زيرا جامعيت و كمال دين اسلام ، اقتضا دارد كه هيچ مسألهاى از مسائل دنيوى و اخروى مورد نياز انسان ، بدون حكم نباشد . در اين زمينه اخبار و روايات به قدرى زياد است كه