قدرت انديشهء لازم براى شناخت حق و تشخيص آن از باطل را ندارند و در اصطلاح قرآن « مُرْجَون لِأَمر اللّه » ( اميدواران به عفو و رحمت الهى ) و نيز « مستضعفان » ناميده شده و در اصطلاح متكلمان ، « جاهلان قاصر » لقب يافتهاند . براى چنين افرادى نيز راه نجات و رستگارى وجود دارد .
3 - آنانى كه دين حقّ بر آنها عرضه شده و يا با توجّه به رسانههاى جمعى تبليغى و اطلاعرسانى كه امروزه وجود دارد ، زمينه و امكان تحقيق و پرس و جو نسبت به آيين حقّ را دارند ، ليكن از روى بىتوجهى و غفلت - و نه عناد و لجاجت - كوتاهى مىكنند ، از لحاظ عملكرد و رفتار نيز خيلى آلوده نيستند ، گرچه در تقسيمبندى در زمرهء « جاهلان مقصّر » به شمار مىروند و اهل دوزخاند ، اما اين كه جزو اهل عناد به شمار مىآيند و براى هميشه در دوزخ مىمانند يا در نهايت ، برخورد ديگرى با آنان مىشود ، با خدا است .
4 - افرادى كه با آگاهى از دين حق ، با علم و از روى عناد و لجاجت از آن روى مىگردانند ، از لحاظ عملكرد نيز فاجر و فاسقاند و عمل نيكى در پرونده آنان نيست ، مصداق بارز « معاند » هستند كه جايگاه ابدى آنان دوزخ است ؛ ليكن اين گروه نسبت به گروههاى ديگر در اقلّيّت مىباشند . « 1 »
هامش
( 1 ) - ر . ك . مجموعهء آثار ، ج 10 ، ص 249 - 342 ؛ شرح اشارات ، ابن سينا با شرح خواجهء طوسى ، ج 1 ، ص 327 - 328 ؛ اسفار اربعه ، ملّا صدرا ، ج 7 ، ص 78 - 80 .