تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى اسلامى در بستر تاريخ (فارسى) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨

در روايات زيادى از جمله روايت زير از امام على ( ع ) بر وجود حق و باطل و قابل تفكيك بودن اين دو ، تصريح شده است : « حَقٌّ وَ باطِلٌ وَ لَكُلٍّ اهْلٌ . » « 1 » حقى وجود دارد و باطلى و براى هر كدام پيروانى است . اگر دين حق و خالصى وجود نداشته و يا با فرض وجود ، دست يافتنى نبود ، دستور صريح و مؤكد قرآن مبنى بر شناخت و پيروى از دين حق و خالص ، لغو و باطل مىشود ، در حالى كه در قرآن كريم هرگز دستور لغو و باطل وجود ندارد . چنان كه خود فرمود : « لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْقِهِ تَنْزيلٌ مِنْ حَكيمٍ حَميدٍ » ( فصلت : 42 ) هيچ‌گونه باطلى ، نه از پيش رو و نه از پشت سر به سراغ آن ( قرآن ) نمىآيد ؛ چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايستهء ستايش نازل شده است . شهيد مطهرى دربارهء وجود دين حق در هر زمان و يگانه بودن آن ، مىفرمايد : دين حق در هر زمانى يكى بيش نيست و بر همه كس لازم است از آن پيروى كنند . اين انديشه كه اخيراً در ميان برخى از مدعيان روشنفكرى رايج شده‌است كه مىگويند همهء اديان آسمانى از لحاظ اعتبار در همه وقت يكسان‌اند ، انديشه نادرستى است . درست است كه پيامبران خدا همگى به سوى يك هدف و يك خدا دعوت كرده‌اند ، ولى اين سخن به اين معنا نيست كه در هر زمانى چندين دين حق وجود دارد و انسان مىتواند در هر زمانى هر دينى را كه مىخواهد بپذيرد ، بلكه معناى آن اين است كه انسان بايد همهء پيامبران را قبول داشته باشد و بداند كه پيامبران سابق مبشر پيامبران لاحق ، خصوصاً خاتم و افضل آنان بوده‌اند و پيامبران لاحق مصدق پيامبران سابق بوده‌اند . پس لازمهء ايمان به همهء پيامبران اين است كه در هر زمانى تسليم شريعت همان پيامبرى باشيم كه دورهء اوست و قهراً لازم است در دورهء ختميّه به آخرين دستورهايى كه ازجانب خدا و به وسيلهء آخرين پيامبر رسيده است عمل كنيم و اين

هامش
( 1 ) - نهج‌البلاغه ، صبحى صالح ، خطبه 16 ، ص 58 .
انديشه هاى اسلامى در بستر تاريخ (فارسى) — صفحة 28 | جمعى از نويسندگان