تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى اسلامى در بستر تاريخ (فارسى) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥

درس دوم : دين و تكثرگرايى

از پرسش‌هاى مطرح در محافل روشنفكرى دربارهء دين اين است كه با توجه به تعدد اديان و مذاهب - كه هر كدام به نوعى ادعاى حقانيت دارند - آيا به‌راستى همگى بر حق‌اند ؟ و اگر بر حق نيستند پس دين حق كدام است و آيا اساساً مىتوان پذيرفت كه تنها يك دين يا مذهب بر حق باشد و بقيه باطل ؟ زيرا در اين صورت و با فرض ناخالص و باطل بودن بقيهء اديان و مذاهب ، پس فرجام و سرنوشت پيروان ساير اديان و مذاهب - كه اكثريت مردم روى زمين را دربرمىگيرد - چه مىشود ؟ نوع افرادى كه اين‌گونه ترديدها و شبهات را نسبت به اديان و مذاهب ابراز مىدارند تحت تأثير فرهنگ غرب بوده و براساس نظريهء پلوراليسم دينى « 1 » مطرح در غرب ، چنين مسائلى را بيان مىكنند و گرنه كسانى كه اسلام ناب محمدى ( ص ) را به‌عنوان دين خاتم با جامعيت و كمال مطلقش قبول داشته و از توانايى و پاسخگويىاش به اين‌گونه مسائل آگاه باشند ، هرگز چنين ترديدها و پرسش‌هايى را مطرح نمىكنند . عصاره نظريهء كثرت‌گرايى دينى ، اين است كه اديان گوناگون ، همگى مىتوانند مايهء رستگارى يا كمال نفس پيروان خود شوند ؛ يعنى دايرهء حقيقت و حقانيت در دين و يا دين حق را گسترده گرفته و در يك دين يا مذهب خاص منحصر و محصور نمىدانند . « 2 »

هامش
( 1 ) - واژهء پلوراليسم " " به معناى كثرت‌انگارى ، چندگانه گرايى و متكثر و متعدد دانستن دين حق و نفىانحصار از آن است . براى تحقيق بيشتر از جمله ر . ك . فصلنامهء كتاب نقد ، ويژهء پلوراليزم دينى و تكثرگرايى ، شمارهء 4 ؛ اسلام و كثرت‌گرايى دينى ، محمد لگنهاوزن ، ترجمهء نرجس جواندل .
( 2 ) - يكى از مدعيان پر و پا قرص پلوراليسم دينى به معناى مزبور در غرب ، « جان هيك » است . ر . ك . فلسفهء دين ، جان هيك ، ترجمهء بهرام‌راد ، ص 238 - 239 .