تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى اسلامى در بستر تاريخ (فارسى) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦

برخى ازآنان با الهام از نظريه كثرت‌گرايى افراطى دينى ، به ويژه نظريهء « جان هيكى » مدعى شده كه اصلًا دين خالص و حق محض وجود ندارد ، همهء اديان و مذاهب در سراسر دنيا آميزه‌اى از حق و باطل‌اند ؛ در عين حال ، همگى به نوعى تلقى از دين حق داشته و بر صراط مستقيم هدايت‌اند ؛ زيرا صراط مستقيم ، متعدد و متكثر است و اگر چنين نباشد و تنها يك دين و يا يك مذهب بر حق باشد هدايت‌گرى خداوند معنا نخواهد داشت . اينان تصريح كرده‌اند نه تشيع ، اسلام خالص و حق محض است و نه تسنّن . نه فقه مالكى ، نه فقه جعفرى ، نه زيديه و نه وهابيه . « 1 » در اينجا مجال بررسى و نقد نظريه پلوراليسم دينى نيست ، و تنها پاسخ برخى دعاوى كه ذكرش گذشت و بيشتر مطرح مىباشد ، ارائه خواهد شد . پيشاپيش اين نكتهء مهم را يادآور مىشويم كه بررسى پيشينهء پلوراليسم دينى در غرب نشان مىدهد كه اين نظريه در راستاى نفى انحصارگرايى دينى در آيين مسيحيت كليسايى و مبارزه با تنگ‌نظرى موجود در آن آيين مطرح شده و در واقع راه‌حلى است براى پيروان اديان و مذاهب ديگر دنيا كه آنها نيز راهى به سوى حق و حقيقت داشته و بر مسير هدايت و سعادت‌اند ، نه فقط پيروان آيين مسيحيت و يا صرف آيين خاص ديگرى . گرچه پلوراليسم دينى با توجه به برخوردارى از محتواى مثبت و منفى يا افراطى و معقول و منطقى ، همه ابعاد آن مورد نفى و انكار نيست ، ولى پلوراليسم افراطى دينى مورد نظر امثال جان هيك مردود است ؛ زيرا از جمله پيامدهاى غير قابل قبول آن ، نفى وحدت ذاتى و جوهرى اديان و پذيرش تفاوت ذاتى و تباين ميان آنها است ، كه خلاف واقع است . گذشته از اين ، پذيرش آن به معناى نفى اعتقاد به حقانيت مطلق از دين خود است ، كه به هيچ وجه نمىتواند مورد پذيرش پيروان اديان و مذاهب باشد ؛ زيرا هر كدام از پيروان اديان معتقد به حقانيت دين خود هستند ؛ در غير اين صورت پيروى از يك دين و ترجيح آن بر ساير اديان توجيه عقلى و منطقى ندارد . به دليل همين پيامدهاى زيانبار و غير آن است كه نظريهء مزبور در غرب از سوى بسيارى از متفكران رد شده است . « 2 »

هامش
( 1 ) - ر . ك . كيان ، شماره 36 ، مقاله « صراطهاى مستقيم » ، عبدالكريم سروش ، ص 3 ، 11 و 12 .
( 2 ) - ر . ك : عقل و اعتقاد دينى ، مايكل پترسون و چند نفر ديگر ، ترجمه احمد نراقى و ابراهيم سلطانى ، ص 397 - 425 ؛ اسلام و كثرت‌گرايى دينى ، محمد لگنهاوزن ، ترجمه نرجس جواندل ؛ فصلنامه كتاب نقد ، شماره 4 .
انديشه هاى اسلامى در بستر تاريخ (فارسى) — صفحة 26 | جمعى از نويسندگان