اسلام همهء اطراف قضايا را در آن حكم دارد ، تمام قضاياى مربوط به دنيا ، مربوط به سياست ، مربوط به اجتماع ، مربوط به اقتصاد . . . نمازش مخلوط به سياست است ، حجش مخلوط به سياست است ، زكاتش سياست است ، ادارهء مملكت است ، خمسش براى ادارهء مملكت است . « 1 »
سيرهء عملى پيامبر ( ص )
قرآن مجيد به منزلهء قانون اساسى اسلام است كه چارچوب نظام اسلامى را طراحى كرده و كليات آن را بيان نموده است . از سوى ديگر رسول اكرم ( ص ) بيش از همگان در اجراى قوانين الهى جدّى بود و بدون ترديد همهء آياتى كه زمينهء اجراى آنها آماده بوده در زمان آن حضرت ( و همينطور در حكومت امام على ( ع ) ) جامهء عمل پوشيده است .
علاوه بر آن ، سيره و سنّت آن حضرت و اهل بيت ( ع ) نيز بيانگر معارف و عقايد و قانون و مقرّرات اسلامى و نيز شيوهء صحيح اجراى آن است و براى ما حجّت و لازم الاتباع است .
در مورد نظام اسلامى ؛
« سنت و رويهء پيغمبر اكرم ( ص ) دليل بر لزوم تشكيل حكومت است ؛ زيرا اوّلًا خود تشكيل حكومت داد و تاريخ گواهى مىدهد كه تشكيل حكومت داده و به اجراى قوانين و برقرارى نظامات اسلام پرداخته و به ادارهء جامعه برخاسته است ، والى به اطراف مىفرستاده ، به قضاوت مىنشسته و قاضى نصب مىفرموده ، سفرايى به خارج و نزد رؤساى قبايل و پادشاهان روانه مىكرده ، معاهده و پيمان مىبسته ، جنگ را فرماندهى مىكرده و خلاصه احكام حكومتى را جريان مىانداخته است . ثانياً براى پس از خود به فرمان خدا ، تعيين حاكم كرده است . وقتى خداوند متعال براى جامعهء پس از پيامبر اكرم ( ص ) تعيين حاكم مىكند به اين معناست كه حكومت پس از رحلت رسول اكرم ( ص ) نيز لازم است . » « 2 »
هامش
( 1 ) - صحيفهء نور ، ج 9 ، ص 137 - 138 .
( 2 ) - ولايت فقيه ، امام خمينى ، ص 25 .