اصرار ورزد . نوح ( ع ) در مقابل مشركان كه او را تهديد كرده و از دعوت به توحيد نهى مىكردند ، اين گونه اعلام مىكند : اى قوم من ، اگر ماندن من [ در ميان شما ] و اندرز دادن من به آيات خدا ، بر شما گران آمده است ، [ بدانيد كه من ] بر خدا توكّل كردهام . پس در كارتان با شريكان خود همداستان شويد ، تا كارتان بر شما ملتبس ننمايد سپس دربارهء من تصميم بگيريد و مهلتم ندهيد . « 1 » و هود ( ع ) مىفرمايد : من خدا را گواه مىگيرم و شاهد باشيد كه من از آنچه جز او شريك وى مىگيريد ، بيزارم ! پس همهء شما در كار من نيرنگ كنيد و مرا مهلت مدهيد ! « 2 » البته پيامبران موظف به دعوت همهء مردم بودند ، ولى چون حاكمان و قدرتمندان تأثير فراوان بر عامه مردم دارند و عامه معمولًا پيروان آنان هستند ؛ پيامبران دعوت خويش را متوجه حاكمان مىكردند تا با اصلاح آنها بتوانند زمينههاى اصلاح عمومى را راحتتر فراهم كنند . ابراهيم ( ع ) به سراغ نمرود مىرود و بتها - بارزترين مظاهر شرك در جامعه - را مىشكند تا به طور طبيعى صداى دعوتش در گسترهء وسيعترى منعكس گردد و موسى و هارون ( ع ) موظف مىشوند در اولين قدم به سراغ فرعون بروند « 3 » و از همين جهت است كه غالب پيامبران بهخصوص پيامبران بزرگ در مراكز مهم علمى ، فرهنگى يا سياسى مبعوث مىشدند : « وَ مَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا . . . » ( قصص : آيهء 59 ) پروردگار تو [ هرگز ] ويرانگر شهرها نبوده است تا [ پيشتر ] در مركز آنها پيامبرى برگزيند كه آيات ما را برايشان بخواند .
انديشه هاى اسلامى در بستر تاريخ (فارسى) — صفحة 116
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١١٦
هامش
( 1 ) - يونس ( 10 ) ، آيهء 71 .
( 2 ) - هود ( 11 ) ، آيهء 54 - 55 .
( 3 ) - طه ( 20 ) ، آيهء 43 - 47 .