« رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَنَهَاراً فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلَّا فِرَاراً . . . ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهَاراً ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَاراً » ( نوح : آيات 5 - 9 )
پروردگارا ، من قوم خود را شب و روز دعوت كردم و دعوت من جز بر گريزشان نيفزود . باز من به آنان اعلام نمودم و در خلوت و پوشيده نيز به ايشان گفتم .
تاريخ پيامبران نيز حاكى از آن است كه آنان همگى براى تحقق بخشيدن به حاكميت توحيد و عدل و قسط قيام كردهاند و حتى مبارزات بعضى از آنان كه مردم از آنان پشتيبانى كردهاند ، نتيجه داده است و حاكميت يافتهاند :
« وَ كَأَيِّنَ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَ مَا ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكَانُوا » ( آل عمران : آيه 146 )
و چه بسيار پيامبرانى كه همراه او ، تودههاى انبوه كارزار كردند و در برابر آنچه در راه خدا بديشان رسيد ، سستى نورزيدند و ناتوان نشدند و تسليم نگرديدند .
پيامبرانى مانند حضرت موسى ، داود ، سليمان موفق به تشكيل حكومت شدند گرچه پيامبرانى مانند حضرت نوح و حضرت عيسى ( ع ) نيز ياور نيافتند و شرايط قيام و مبارزه و تشكيل حكومت برايشان ميسّر نگرديد . پيامبر اسلام از جمله پيامبرانى بود كه دعوتش مورد اجابت قرار گرفت و تشكيل حكومت داد و به اقامه قسط پرداخت . آن بزرگوار در مكه مبعوث شد و بعد از مدتى دعوت انفرادى و پنهانى ، مأمور به دعوت علنى گشت .
دعوت ايشان را مردم مكه اجابت نكردند ، حتّى قدرتمندان مكه به مبارزه با ايشان برخاستند و از هيچگونه ظلم و ستمى دريغ نورزيدند . تا اين كه در سال سيزدهم بعثت ، پيامبر اسلام با دعوت و بيعت مردم مدينه ، به مدينه هجرت نمود و اولين حكومت اسلامى را تشكيل داد و به مدت ده سال با تمام توان به دفاع از اين حكومت نوپا در قبال هجومهاى ممتد و سنگين دشمن پرداخت . امّا سرانجام در اواخر عمر آن حضرت ، حكومت مدينه استحكام و استقرار يافت و بر سراسر شبه جزيره سيطره پيدا كرد . بعد از وفات رسول خدا ( ص ) گرچه رهبرى حكومت از دست امام معصوم - كه شايستهترين فرد براى تصدى حكومت بود -
انديشه هاى اسلامى در بستر تاريخ (فارسى) — صفحة 118
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١١٨